{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📜

📜
غزلیات
#رهی_معیری
غزل_سی_و_چهارم

از صحبت #مردم دل ناشاد گریزد
چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد

پروا کند از باده کشان زاهد غافل
چون کودک نادان که از استاد گریزد

دریاب که ایام گل و صبح جوانی
چون برق کند جلوه و چون باد گریزد

شادی کن اگر طالب آسایش خویشی
کآسودگی از خاطر ناشاد گریزد

غم در دل روشن نزند خیمهٔ اندوه
چون بوم که از خانه آباد گریزد

#فریاد که دردام غمت سوختگان را
صبر از دل و تاثیر ز فریاد گریزد

گر چرخ دهد قوت پرواز رهی را
چون بوی گل از گلشن ایجاد گریزد

#اندیشمندانه_انتخاب_کنید
#اندیشمندان_جوان_سپنتا
لینک کانال 👈 @ajs_org
دیدگاه ها (۰)

Attar-050525

از صحبت مردم دل ناشاد گریزدچون آهوی وحشی که ز صیاد گریزدپروا...

از صـحبــت مـــــردم دل نـاشــاد گــــریــــزد چون آهــوی وح...

از صحبت مردم دل ناشاد گریزدچون آهوی وحشی که ز صیاد گریزدپروا...

از صـحبــت مـــــردم دل نـاشــاد گــــریــــزد چون آهــوی وح...

دریاب که ایام گل و صبح جوانیچون برق کند جلوه و چون باد گریزد...

☀️دریاب که ایام گل و صبح جوانیچون برق کند جلوه و چون باد گـر...

دریاب که ایام گل و صبح جوانیچون برق کند جلوه و چون باد گریزد...

سـاقــی بده پیمانه ای ز آن می کـــه بی خویشم کنـــدبر حسن شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط