دربارهء چیستیِ «واپسگرائی» (ارتجاع)
نوشتارهای (مقالهای) کوتاه ، دربارهء چیستیِ «واپسگرائی» (ارتجاع)
________________________________________
واژهء (لغتِ) «واپسگرائی» (ارتجاع) ، واژهای دانشی (لغتی علمی) ، با مینوئی (معنائی) شناختهشده است ؛ و نباید مینویِ (معنیِ) دیگری را به آن داد . من در اینجا ، به روشِ زیر ، «واپسگرائی» (ارتجاع) را مینو (معنی) میکنم:
اگر امروزه که در همهء کشورهایِ جهان ، فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} ، برپا (برقرار) است ؛ فَرماندِهاد (حکومت) یک کشوری ، به فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) «بردهدارسالاری» {بردهداری} ، گرایش داشته باشد ؛ آن فَرماندِهاد (حکومت) ، واپسگرا (ارتجاعی) است . اکنون ببینیم که گرایش به فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) «بردهدارسالاری» ، چگونه رخ میدهد:
در فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} ، «کارگر و کارمند» دارای دادآوردهایِ (حقهایِ) زیر ، هستند:
1- داشتنِ همیشگیِ «کار» ، آنهم «کاری» دادمَندانه (عادلانه) و چَمین (قانونی) و بیگزند (ایمن)
2- برخورداری از یک دستمزدِ بسنده (کافی) برای برآمدن از پسِ هزینههای یک زندگیِ روبراه (سالم)
3- داشتن بیمهء بازنشستگی با ذکر دستمزدِ راستین (واقعی) در لیستِ بیمه ، و نه کمتر
4- کار نکردن بیش از 35 یا 40 ساعت در هفته ، و داشتنِ تعطیلات رسمی با دستمزد ، و مرخصی با دستمزد
5- داشتن فرصت برای پیشرفتِ پیشهای (ارتقاء شغلی)
6- داشتنِ «سراسریانجمن» (سندیکا) ، و چانهزنیِ گروهی
7- پروانه (اجازه) داشتن برای برپا کردنِ «تظاهرات» و «زکاردستکشی» (اعتصاب)
ولی اگر فَرماندِهاد (حکومت) یک کشور ، شرایطی را پدید بیاورد که «کارگران و کارمندانِ» آن کشور ، به این دادآوردهای (حقهای) بالا ، دسترسی نداشته باشند ؛ فَرماندِهادِ (حکومتِ) آن کشور ، واپسگرا (مرتجع) است . برایِ نمونه (مثال) ، اگر «کارگران و کارمندان» از بیکاری رنج ببرند ، و هنگامی هم که کار پیدا میکنند ، دستمزدشان ، برای برآمدن از پسِ هزینههای یک زندگیِ روبراه (سالم) ، بسنده (کافی) نباشد ؛ فَرماندِهادِ (حکومتِ) آن کشور ، واپسگرا (مرتجع) است ؛ چون «کارگر و کارمند» را به «برده» ، دگرش داده است (تبدیل کرده است).
پس میتوان گفت که مینویِ (معنیِ) «واپسگرائی» (ارتجاع) ، «گرایشِ یک فَرماندِهاد (حکومت) ، به فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) بردهدارسالاری» است .
تا به امروز ، در جهان ، چهار فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) زیر ، برپا شدهاند:
1-«برابریگرائیِ آغازین» {از 600000 تا 11000 پیشازادروز (قبلِمیلاد)}
2-«بردهدارسالاری» {از 11000 پیشازادروز (قبلِمیلاد) تا 900 زادروزی (میلادی)}
3-«کرایهنشیندارسالاری» (ارباب و رعیتی) {از 900 تا 1800 زادروزی (میلادی)}
4-«مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} {از پیرامونِ (حدودِ) سال 1800 زادروزی (میلادی) تا به امروز}
به «فرآوریشیوه (شیوهء تولید)» ، نام «زیرساختِ (زیربنایِ) همایه (جامعه)» را نیز دادهاند ؛ که ازاینپس ، من ، آنرا «زیرساخت» مینامم . هر «فرآوریشیوه (شیوهء تولید)» یا «زیرساخت» ، دارایِ «روساختِ» ویژهء خودش میباشد . چکیدهوارانه (بطور خلاصه) ، «روساخت» را میتوان برابر با «زندگیشیوه» (لایف استایل) گرفت . هنگامیکه در همایهای ، «فرآوریشیوهء (شیوهء تولید)» یا «زیرساختِ» «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} برپاست ؛ نمیتوان «روساخت» یا «زندگیشیوهء» (لایف استایلِ) یک «فرآوریشیوهء (شیوهء تولید)» یا «زیرساختِ» دیگر را برپا کرد ؛ بواژگانی دیگر ، امروزه که «فرآوریشیوهء (شیوهء تولید)» یا «زیرساختِ» «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} برپاست ؛ نمیتوان «روساخت» یا «زندگیشیوهء» (لایف استایلِ) هنگامهء (دورهء) «کرایهنشیندارسالاری» (ارباب و رعیتی) یا «بردهدارسالاری» را برپا ساخت . بنمونه (مثلا) ، یک ویژگیِ فرجایِ (مهمِ) «روساخت» یا «زندگیشیوهء» (لایف استایلِ) «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} ، دانشگرائی (سکولاریسم) است ؛ و در چنین همایهای (جامعهای) ، «دینگرائی» نمیتواند برپا باشد.
________________________________________
واژهء (لغتِ) «واپسگرائی» (ارتجاع) ، واژهای دانشی (لغتی علمی) ، با مینوئی (معنائی) شناختهشده است ؛ و نباید مینویِ (معنیِ) دیگری را به آن داد . من در اینجا ، به روشِ زیر ، «واپسگرائی» (ارتجاع) را مینو (معنی) میکنم:
اگر امروزه که در همهء کشورهایِ جهان ، فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} ، برپا (برقرار) است ؛ فَرماندِهاد (حکومت) یک کشوری ، به فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) «بردهدارسالاری» {بردهداری} ، گرایش داشته باشد ؛ آن فَرماندِهاد (حکومت) ، واپسگرا (ارتجاعی) است . اکنون ببینیم که گرایش به فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) «بردهدارسالاری» ، چگونه رخ میدهد:
در فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} ، «کارگر و کارمند» دارای دادآوردهایِ (حقهایِ) زیر ، هستند:
1- داشتنِ همیشگیِ «کار» ، آنهم «کاری» دادمَندانه (عادلانه) و چَمین (قانونی) و بیگزند (ایمن)
2- برخورداری از یک دستمزدِ بسنده (کافی) برای برآمدن از پسِ هزینههای یک زندگیِ روبراه (سالم)
3- داشتن بیمهء بازنشستگی با ذکر دستمزدِ راستین (واقعی) در لیستِ بیمه ، و نه کمتر
4- کار نکردن بیش از 35 یا 40 ساعت در هفته ، و داشتنِ تعطیلات رسمی با دستمزد ، و مرخصی با دستمزد
5- داشتن فرصت برای پیشرفتِ پیشهای (ارتقاء شغلی)
6- داشتنِ «سراسریانجمن» (سندیکا) ، و چانهزنیِ گروهی
7- پروانه (اجازه) داشتن برای برپا کردنِ «تظاهرات» و «زکاردستکشی» (اعتصاب)
ولی اگر فَرماندِهاد (حکومت) یک کشور ، شرایطی را پدید بیاورد که «کارگران و کارمندانِ» آن کشور ، به این دادآوردهای (حقهای) بالا ، دسترسی نداشته باشند ؛ فَرماندِهادِ (حکومتِ) آن کشور ، واپسگرا (مرتجع) است . برایِ نمونه (مثال) ، اگر «کارگران و کارمندان» از بیکاری رنج ببرند ، و هنگامی هم که کار پیدا میکنند ، دستمزدشان ، برای برآمدن از پسِ هزینههای یک زندگیِ روبراه (سالم) ، بسنده (کافی) نباشد ؛ فَرماندِهادِ (حکومتِ) آن کشور ، واپسگرا (مرتجع) است ؛ چون «کارگر و کارمند» را به «برده» ، دگرش داده است (تبدیل کرده است).
پس میتوان گفت که مینویِ (معنیِ) «واپسگرائی» (ارتجاع) ، «گرایشِ یک فَرماندِهاد (حکومت) ، به فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) بردهدارسالاری» است .
تا به امروز ، در جهان ، چهار فرآوریشیوهء (شیوهء تولیدِ) زیر ، برپا شدهاند:
1-«برابریگرائیِ آغازین» {از 600000 تا 11000 پیشازادروز (قبلِمیلاد)}
2-«بردهدارسالاری» {از 11000 پیشازادروز (قبلِمیلاد) تا 900 زادروزی (میلادی)}
3-«کرایهنشیندارسالاری» (ارباب و رعیتی) {از 900 تا 1800 زادروزی (میلادی)}
4-«مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} {از پیرامونِ (حدودِ) سال 1800 زادروزی (میلادی) تا به امروز}
به «فرآوریشیوه (شیوهء تولید)» ، نام «زیرساختِ (زیربنایِ) همایه (جامعه)» را نیز دادهاند ؛ که ازاینپس ، من ، آنرا «زیرساخت» مینامم . هر «فرآوریشیوه (شیوهء تولید)» یا «زیرساخت» ، دارایِ «روساختِ» ویژهء خودش میباشد . چکیدهوارانه (بطور خلاصه) ، «روساخت» را میتوان برابر با «زندگیشیوه» (لایف استایل) گرفت . هنگامیکه در همایهای ، «فرآوریشیوهء (شیوهء تولید)» یا «زیرساختِ» «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} برپاست ؛ نمیتوان «روساخت» یا «زندگیشیوهء» (لایف استایلِ) یک «فرآوریشیوهء (شیوهء تولید)» یا «زیرساختِ» دیگر را برپا کرد ؛ بواژگانی دیگر ، امروزه که «فرآوریشیوهء (شیوهء تولید)» یا «زیرساختِ» «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} برپاست ؛ نمیتوان «روساخت» یا «زندگیشیوهء» (لایف استایلِ) هنگامهء (دورهء) «کرایهنشیندارسالاری» (ارباب و رعیتی) یا «بردهدارسالاری» را برپا ساخت . بنمونه (مثلا) ، یک ویژگیِ فرجایِ (مهمِ) «روساخت» یا «زندگیشیوهء» (لایف استایلِ) «مزدبگیردارسالاری» {سرمایهداری} ، دانشگرائی (سکولاریسم) است ؛ و در چنین همایهای (جامعهای) ، «دینگرائی» نمیتواند برپا باشد.
- ۲.۰k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط