{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید دیگر زندگی برایت معنایی ندارد و مثل گذشته ها زندگیت

شاید دیگر زندگی برایت معنایی ندارد و مثل گذشته ها زندگیت شیرین نیست.
مثل آن روزهایی که ساعت ها به تماشای ابرها می نشستی و به دنبال شکل های متفاوت بودی، یا به جستجوی سیاره ها و سفینه ها در شب به آسمان خیره می شدی و یا ساعت ها نظاره گر پرنده ها و حیوانات بودی بی آنکه خستگی بر تو غلبه کند.
شاید در آن دوران کمتر بی حوصله می شدیم و لذت بیشتری از زندگی می بردیم.
هرچه بزرگتر می شویم نسبت به اطرافمان بی توجه تر می شویم و کمتر چیزی پیدا می شود تا توجه مان را به خود جلب کند.
ولی برای بازیافتن شور زندگی، لازم نیست کودک باشیم و به دوران کودکی بازگردیم، به آنچه نیاز داریم زنده نگه داشتن آن در وجودمان است; همان احساسی که ساعت ها لبخند را بر لبانمان جاری می ساخت و به زندگیمان هیجان می بخشید.
این احساس، در وجود همه ما هست، اما شاید لایه ای از حزن آن را فرا گرفته است!
دیدگاه ها (۱)

خندم می گیرد از تقلایت ای دنیا که چگونه در پی آنی که زمینم ب...

یک روز مردی قصد سفر کرد، دختر مجردی هم داشت که امکان بردن وی...

من…! مرا که میشنـاسی؟! خودمم کسی شبیه هیچکس! کمی که لابه ...

دیریست قلبم وقتی میتپد صدای آن با نام تو هم آهنگ شده دیریست...

رابرت برنا

شاید خوندن کپشن کمک کنه ریشه درد هات رو پیدا کنی.🦫🌹در نگاه ب...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

رابرت برنا

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

🔬 دانشمندان جهان؛ چرا هنوز درمان واقعی زبان شیاردار ساخته نش...

#Repost orstu.ir منبع ——همه به همه‌چیز وصل‌اند... اما هنوز آ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

بسم الله الرحمن الرحیم صحیفه سجادیه قسمت سوم :شرحی مختصر :ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط