{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...
گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!
کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک...
"مهربان خدایم دوستت دارم"...
دیدگاه ها (۳)

milade emam hasan bar hamegi shoma doostaye khoobam mobarak....

salammmm....azizaye man omidvaram hamishe shad bashid:-)

آفتاب،نسیم،گنجشک،آب،عطر گلهای بهار...امروز، من با تمام حواس ...

تـــــو وقتی میخندی…زمان می ایستد...و در زیر پوستم انـــــگا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط