{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش


دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش





جای آن است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش


بلبل از فیض گل آموخت سخن ، ور نه نبود

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش


ای که در کوچه معشوقه ی ما می‌گذری

بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش


آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش


صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل

جانب عشق عزیز است فرومگذارش


صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه

به دو جام دگر آشفته شود دستارش


دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود

نازپرورد وصال است مجو آزارش
(حافظ)
دیدگاه ها (۳)

عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند هر دو از احساس نفرت پر شدند......

روز قسمت بود.خدا هستی را قسمت میکرد. خدا گفت: چیزی از من بخو...

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانهصد بار تو را گفتم کم خور...

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد صیاد رفته ...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش<گل در اندیشه که چون عشوه ک...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کن...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کن...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کن...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کن...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کن...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کن...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشفکر بلبل همه آن است که گل ش...

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشفکر بلبل همه آن است که گل ش...

السّلام علیک یا قائم آل محمّد (عج )🌸فکر بلبل همه آن است که گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط