تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی؟

تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی؟
ندیده ای شب من تاب و تب چه میدانی؟

بمن گذار که لب بر لبش نهم ای جام
تو قدر بوسه آن نوش لب چه میدانی؟

چو شمع و گل شب و روزت به خنده می گذرد
تو گریه سحر و آه شب چه میدانی؟

بلای هجر ز هر درد جانگدازتر است
ندیده داغ جدایی تعب چه میدانی؟

رهی به محفل عشرت به نغمه لب مگشای
تو دل شکسته نوای طرب چه میدانی؟


#رهی_معیری
دیدگاه ها (۲)

تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی؟ندیده ای شب من تاب و تب چه ...

☆تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی؟ندیده ای شب من تاب و تب چه...

تو سوزِ آهِ من ای مرغِ شب چه می دانیندیده ای شب من، تاب وتب...

بمن گذار که لب بر لبش نهم ای جامتو قدر بوسه ی آن نوش لب چه م...

بمن گذار که لب بر لبش نهم ای جـــــــــــــامتو قدر بوسه آن ...

بمن گذار که لب بر لبش نهم ای جـــــــــــــامتو قدر بوسه آن ...

تو سوزِ آهِ من ای مرغِ شب چه می دانی؟ندیده ای شب من، تاب وت...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_بیست_و_هفتم#شب یار من تب است و غم #سی...

شب یار من تب است و غم سینه سوز همتنها نه شب در آتشم ای گل که...

چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیمبا گریه ساختیم و به پای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط