{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Ahora M:

Ahora M:
محمد حسین حکمت پور:
دفتر خاطرات یکی از سربازان حادثه تصادف سربازان لیسانس وظیفه 05کرمان:
امروز سه شنبه تاریخ95/4/1ساعت 7شب است ودر پادگان 05کرمان جایگاه لاشخوران خشن همچنان منتط
منتظر اتوبوس هستیم تا بعداز دوماه مشقت و خواری و فلاکت به خانه وکاشانه خویش برگردیم دوماهی که همه جور برخورد بجز انسانیت دیدیم و ارزوی پرواز داشتیم لحظات سختی که بافرماندهان خشن اینجا به پایان رسید هم اکنون لحظه پرواز است پرواز از دیار لاشخوران وکفتاران خشنی که جز خشونت سلاحی دگر نداشتن خوشحالم این لحظه که میخواهم به اغوش 7خانواده ام بعداز مدتها برگردم این درحالی است که ما نباید امروز درپادگان میماندیم باید دیروز که 31خرداد بود مارا ترخیص میکردند اما به دلیل عملیات روانی شدیدی که در اینجا حاکم است مارا دیروز ترخیص نکردند قراربود امروز صبح ترخیصمان کنند که تالحظه اخر دست از روانی کردن دوستان اهل قلم بر نداشتند و پافشاری میکردند که ما تاظهر ترخیص خواهیم شد ولی ظهر شدو ما بارو بنه بستیم تا به شهرو دیار خویش بگردیم اما باز خبری از اتوبوس نشد تا اینکه افتاب از روی سرمان عبور کرد وارام ارام سایمان قد کشید...
دیدگاه ها (۴)

نمیشه گذشت از عشقم....

خدایا..!قسم به لحظه ای که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیست...

توله کوچلو

ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍﺑﺎ ﺷڪﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺩﺧﺘﺮﯼ !!!..........ڪﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﯼ ﺗﻮﺳﺖ...

١٩ سرباز وطن پر پر شدن ولی هیچکس صداشو در نیاورددفتر خاطرات ...

رستم صادقی:دفتر خاطرات یکی از سربازان حادثه تصادف سربازان لی...

رستم صادقی:دفتر خاطرات یکی از سربازان حادثه تصادف سربازان لی...

دفتر خاطرات یکی از سربازان حادثه تصادف سربازان لیسانس وطیفه ...

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

زوج خفن!!

ArLey :)!

عشق زیبای دلینا تا ابد :)!

ولی ترکیب این دوتارو هم دوسداشتم :)!

ولی این فیلم . . ;)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط