{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بیابان بی کسی بود و حسین

یک بیابان بی کسی بود و حسین

یک نگاه زینبی بود و حسین

چادر پر التهاب و غم گسار

یک برادر بود و یک دنیا،حسین

در میان راه خون در گیر بود

یک فرات و یک ابولفضل و حسین

مشک بی آب و تنور کربلا

ذوالجناح و تشنگی بود و حسین

دست عباس و نگاه اصغر و شرمندگی

آسمان هم در نوای یا حسین

تیر و ترکش در کمین حق نشست

یا غریبا و ابولفضل و حسین

زینب و عباس و اصغر وای من

یا حسین و یا حسین و یا حسین

حر و شمر و حق و باطل یا حسین

بود عباس علی تنها،حسین

اشک و خون و آتش و بی حرمتی

این رباب و این رقیه یا حسین

تاب گریه دیگر از من رفته است

یا ابوفاضل علمدار حسین
دیدگاه ها (۲)

باز آمدم از فاطمه برنامه بگیرماز شاهد عاشورا خبر نامه بگیرمب...

حُــســیــن جــــــــــــــــــــانبــگذار کــه دِلــبَــســ...

گاه گاهی من هوایی میشوم,,,غرق نور و کبریایی میشوم,,,با خودم ...

ساعت صحن دلم ذکر حسین میگوید در و دیوار دلم ذکر...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط