شاه دلم قهر مکن،من شده ام گدای عشق

شاه دلم قهر مکن،من شده ام گدای عشق
گر چه ستم روا کنی،جان و تنم فدای عشق

مهر تو اینک از برم،سخت گرفته بر تنم
ای به فدای مهر تو ،جان و تنم فدای عشق

به هر طرف گذر کنم،روی تو آیدم نظر
مشکل من حیای تو،مشکل تو جفای عشق

روی نما به کوی ما،عطر تو در حریم ما
من ندهم دل به کسی،این دل من فدای عشق

بهر تو میکشم نفس،ای همه ی حیات من
من نروم ز این جهان،تا که شوم فنای عشق

دست مرا بگیر و بس،تن به وصال من بده
آرشم ار کنون بدان،جان بدهم برای عشق
دیدگاه ها (۳)

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

عاشقانه های شبنم

شعر علامه حسن زاده آملی برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه:م...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

شاه دلم گدا مکش ، من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان و...

شاه دلم گدا مکُش ، من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان...

شاه دلم گدا مکش ، من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان و...

شاه دلم گدا مکُش ، من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان...

شاه دلم گدا مکش ،من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان و ...

شاه دلم گدا مکش ، من شده ام گدای توگر چه ستم کنی به من،جان و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط