بگذر از شعر و غزل ، هیچ مگو ، رام توام

بگذر از شعر و غزل ، هیچ مگو ، رام توام
با من از عشق بگو ، یوسف خوش نام توام

از دو چشمت شده ام مست ، مرا می بینی ؟...
دیدگاه ها (۱)

⁨⁨حامد عسکری در شب غزل «سرزمین شعر»؛ وقتی عشق، شعر می‌شود و ...

با من اگر که راه می آمد ضرر نداشت...#شعرخوانی#شعر #عشق #عاشق...

دراین میانه مرا هم صبور می خواهدچرا زمانه مرا از تو دور می خ...

🌸🕊🕊.غزل شیرین حضرت سخن ، سعدی خوانش زیبای دکتر رشید کاکاوند ...

بر بال نسیم صبح، پرواز خوش استشعر و غزل و سرود و آواز، خوش ا...

"ما با هم دو استکان چای نوشیدیم"و این جمله شعر نیست،استکان د...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

من عاشق چشمت شدم ♥️نه عقل بود و نه دلیچيزی نمی دانم از اين د...

عاشقانه های شبنم

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردانارها را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط