زن:'سحر چون میروی در کام امواج کند تاب مرا هجر تو تاراج'
زن:'سحر چون میروی در کام امواج کند تاب مرا هجر تو تاراج'
مرد:'منم یک مرد ماهیگیر ساده خدانان مرا در آب داده'
زن:'تورا دریا فروکوبیده صدبار از این زیبای وحشی دست بردار'
مرد:'چو می خوانندم این امواج از دور همه عشقم همه شوقم همه شور'
زن:'فریبش را مخور این مرد زین بیش به گردابش به طوفانش بیندیش'
مرد:'نمی ترسم نمی پرهیزم از کار به امید تو می آیم دگربار'
زن:'اگر از جان نمی ترسی در این راه بیاور گوهری رخشنده چون ماه
بشوی از خانه ات فقر وسیاهی که مروارید نیکوتر ز ماهی'
مرد:'زعشقم گوهری تابنده تر نیست سزاوار تو زین خوش تر گهر نیست
ولیکن تا نباشم شرمسارت فروزان گوهری آرم نثارت' 'زنی خاموش در ساحل نشسته' 'به آن زیبای وحشی چشم بسته' 'براوهر روز چون سالی گذشته' 'هنوز آن مرد عاشق برنگشته' 'نه تنها گوهری در دام ننشست' 'که عشقی پاک گوهر رفت از دست'
مشیری
مرد:'منم یک مرد ماهیگیر ساده خدانان مرا در آب داده'
زن:'تورا دریا فروکوبیده صدبار از این زیبای وحشی دست بردار'
مرد:'چو می خوانندم این امواج از دور همه عشقم همه شوقم همه شور'
زن:'فریبش را مخور این مرد زین بیش به گردابش به طوفانش بیندیش'
مرد:'نمی ترسم نمی پرهیزم از کار به امید تو می آیم دگربار'
زن:'اگر از جان نمی ترسی در این راه بیاور گوهری رخشنده چون ماه
بشوی از خانه ات فقر وسیاهی که مروارید نیکوتر ز ماهی'
مرد:'زعشقم گوهری تابنده تر نیست سزاوار تو زین خوش تر گهر نیست
ولیکن تا نباشم شرمسارت فروزان گوهری آرم نثارت' 'زنی خاموش در ساحل نشسته' 'به آن زیبای وحشی چشم بسته' 'براوهر روز چون سالی گذشته' 'هنوز آن مرد عاشق برنگشته' 'نه تنها گوهری در دام ننشست' 'که عشقی پاک گوهر رفت از دست'
مشیری
- ۲.۰k
- ۱۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط