۱۵) نامه ای برای #تو
۱۵) نامه ای برای #تو
آبی آسمانی من....
چشم هایت را ببند و دست هایت را به من بسپار ...
بیا سفر کنیم به سال های دور ، به روزهایی که نه فضایش مجازی بود، نه عشق و عاشقی هایش...
به زمانِ دیوارهای کاهگلی،،
ایوان های طاق و چشمه ای وحوض های فیروزه ای...
به روزگارِ رفاقت های پایدار و آدم های به هم وفادار...
بیا برگردیم، به سادگیِ با صفای قبل،
می خواهم برایت ...
بر تنِ کاغذ های کاهی ،نامه ای بنویسم از عشق و دوست داشتن ،...
قربان صدقه ات بروم و احوالت را بپرسم
چشم انتظاری ام را به گوشَت برسانم و بگویم؛
ملالی نیست مگر دوری از رویِ ماه شما...
همین قدر ساده همین قدر صمیمی ....
آذین_قانع
نامه_ای_برای_تو
آبی آسمانی من....
چشم هایت را ببند و دست هایت را به من بسپار ...
بیا سفر کنیم به سال های دور ، به روزهایی که نه فضایش مجازی بود، نه عشق و عاشقی هایش...
به زمانِ دیوارهای کاهگلی،،
ایوان های طاق و چشمه ای وحوض های فیروزه ای...
به روزگارِ رفاقت های پایدار و آدم های به هم وفادار...
بیا برگردیم، به سادگیِ با صفای قبل،
می خواهم برایت ...
بر تنِ کاغذ های کاهی ،نامه ای بنویسم از عشق و دوست داشتن ،...
قربان صدقه ات بروم و احوالت را بپرسم
چشم انتظاری ام را به گوشَت برسانم و بگویم؛
ملالی نیست مگر دوری از رویِ ماه شما...
همین قدر ساده همین قدر صمیمی ....
آذین_قانع
نامه_ای_برای_تو
- ۱۵.۶k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط