بازوانت را به مستی حلقه کن برگردنم
بازوانت را به مستی حلقه کن برگردنم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره یه زیبایه خود را از رخ من وا مگیر
جز به اغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
جستجو کن عشق را در گرمیه آغوش من
من تو را تا بیکران ها من تو را تا کهکشانها
از زمین تا اسمانها دوست دارم میپرستم
من تو را همچون اهورا من تو را همچون مسیحا
همچون عطر پاک گلها دوست دارم میپرستم
من تو را با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تار و پودم
من تو را با لحظه هایه انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تو را همچون پرستو یاسمن ها نسترن ها
من تو را با آنچه هستی دوست دارم میپرستم🌷
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره یه زیبایه خود را از رخ من وا مگیر
جز به اغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را آهسته خوان در گوش من
جستجو کن عشق را در گرمیه آغوش من
من تو را تا بیکران ها من تو را تا کهکشانها
از زمین تا اسمانها دوست دارم میپرستم
من تو را همچون اهورا من تو را همچون مسیحا
همچون عطر پاک گلها دوست دارم میپرستم
من تو را با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تار و پودم
من تو را با لحظه هایه انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تو را همچون پرستو یاسمن ها نسترن ها
من تو را با آنچه هستی دوست دارم میپرستم🌷
- ۱۲.۰k
- ۰۹ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط