{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازوانت را به مستی حلقه کن برگردنم

بازوانت را به مستی حلقه کن برگردنم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره یه زیبایه خود را ازرخ من وا مگیر
جز به اغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را اهسته خوان در گوش من
جستجو کن عشق را در گرمیه اغوش من

من تو را تا بیکران ها من تو را تا کهکشانها
از زمین تا اسمانها دوست دارم می پرستم
من تو را همچون اهورا من تو را همچون مسیحا
همچون عطر پاک گلها دوست دارم می پرستم
من تو را با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تار و پودم
من تو را با لحظه هایه انتظارم
عاشقم با این نگاه بی قرارم
من تو را همچون پرستو یاسمن ها نسترن ها
من تو را با انچه هستی دوست دارم می پرستم
دیدگاه ها (۱)

نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود. بـرچ...

ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ“ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ”ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ …ﺑﮕﺬﺍﺭﺧﻔﻪ ﮐﻨﺪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍﺩ...

زن زیبائی نیستمموهائی دارم سیاه که فقط تا زیر گردنم می‌‌آیدو...

انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمیشه،پی چاره ام با حرفای الفب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط