{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که می‌رسد

شب که می‌رسد
یادم می‌آید نیستی

سرما اوج می‌گیرد
واژه‌ها قندیل می‌بندند

وقتی از نبودنت می‌نویسم
آغوشت را ندارم
هیچ تن‌پوشی
حریف این سرما نیست

راستی که
این زمستان بی‌تو
زیادی زمستان است!
دیدگاه ها (۲)

من دلم میخواهد...ساعتی غرق درونم باشم!عاری از عاطفه هاتهی از...

من چه ساده امکه گمان میکنم اگر نباشمدلی برایم تنگ میشوداما ح...

درست وقتی که می‌گوییفراموشش کرده‌امآهنگی پخش می‌شودکسی مثل ا...

خیلی وقت است جلوی آینه نرفته ام از بس وعده ی روزهای خوب را ب...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

و امیدقشنگترین باور انسان است...

سناریو(درخواستی):وقتی نصفه شب میری دم در خونشون و بدون هیچ ح...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

معنای روان و ساده متنهستی نابود نمی‌شود: چیزی که وجود دارد (...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط