{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تسلیم نخواهم شد،

تسلیم نخواهم شد،
زندگی می کنم،
برای رویاهایی که منتظرند به دست من واقعی شوند،
من فرصتی برای بودن دارم،
پس ساکت نمی نشینم،
می گذارم همه بدانند که من با تمام توانایی ها و کاستی ها،
شاهکار زندگی خودهستم،
گذشته را رها می کنم و برای ثانیه های آینده زندگی می کنم،
چون رویاهایم آنجاست،
و من فقط،
یک بار فرصت زندگی کردن را دارم.
دیدگاه ها (۱)

با تو دنیایِ من از هر غصه خالی می شودروزهایِ زندگی بسیار عال...

❤️❤️❤️❤️❤️❤️مقصر توایے ڪه چشمانت زیباستیاگناه من ڪه دلبرانه ...

سلام صبح سرد پاییزتون بخیر

♡♥♡♥

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

دوره ماموریت 8

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

قسمت بیست و چهار

خونه‌ی سه شیطونپارت ۲ — عملیات پس گرفتن وای‌فایجونگکوک پنج د...

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

پروانه جان

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط