{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز چشم وا می کنی و می بینی

یک روز چشم وا می کنی و می بینی
همه ی فصل ها و ماه ها و روزها برایت شبیه به هم اند.
در پنج شنبه همان احساسی را داری که در شنبه داری و غروب دوشنبه برایت با غروب جمعه، هیچ فرقی ندارد!
بهار فقط بهار است و پاییز، فقط پاییز...
دیگر زیباییِ گلها، تو را به وجد نمی آورَد، خِش خشِ برگ ها تو را یادِ کسی نمی اندازد و جدول های کنار خیابان را که می بینی؛ به سرت هوای قدم زدن و دیوانگی نمی زند!
تنهاییِ پروانه ها دلت را نمی لرزانَد، مقصد قاصدک ها برایت مهم نیست و دنبالِ شجره نامه ی جیرجیرک ها نمی گردی!
یک روز چشم وا می کنی و می بینی که زندگی را بیش از اندازه جدی گرفته ای و تمام تلاشی که می کنی برای زنده ماندن است، نه زندگی کردن!
از یک جایی به بعد، همه چیزِ جهان برایت تکراریست، نه اشتیاقی برای عاشقِ کسی شدن داری و نه انگیزه ای برای عاشقانه با کسی حرف زدن!
تمام زندگی ات طبق فرمول یکنواختِ منطق، پیش می رود و دیگر هیچ آرزوی عجیبی در سرت نداری...
آدم ها لابه لای مشکلات و سختی ها بزرگ می شوند اما بدان که آن روز، تو بزرگ نشده ای! فقط کودک بلند پرواز درونت را کشته ای...
بزرگ شدن اینقدرها ترسناک نیست!
‌
‌
دیدگاه ها (۶۹)

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

وقتی تو چشم دشمن راست راست نگاه کنی و بگی ما اصلا دنبال زدن ...

با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...ما دیگر ...

موسیقی

برای رسیدن به موفقیت بعضی از مردم کاری می کنن که تو فکر کنی ...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

عاشقانه های شبنم

📚 علیرضا بدیع 🎤 استاد رشید کاکاوند 📃پاییز می رسد که مرا مبتل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط