{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهو ز تو آموخت هنگام دویدن

آهو ز تو آموخت هنگام دویدن
رم کردن و اِستادن و واپس نگریدن


پروانه زمن، شمع ز من، گل زمن آموخت
افروختن و سوختن و جامه دریدن
دیدگاه ها (۱)

صبحهجوم چشم های توست.وقتی ناگهان ؛در من شعری می شوی .به وسعت...

شبانه های منی، از سپیده سرشاریکویر سوخته ام، روح سبز رگباریت...

سهم من از غم تو این همه بیداد نبودمرغ دل جز به هوای غمت آزاد...

من به فرداهای تو، به آبی آسمانبه سبزی نگاه باران،من به روزی‌...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

آهو ز تو آموخت هنگام دویدنرم کردن و اِستادن و واپس نگریدنپرو...

❤️آهو ز تو آموخت هنگام دویدنرم کردن و ایستادن و واپس نگریدنپ...

آهو ز تو آموخت هنگام دویدنرم کردن و ایستادن و واپس نگریدنپرو...

آهو ز تو آموخت هنگام دویدنرم کردن و ایستادن و واپس نگریدنپرو...

هبوط..هبوط....انگاری هرکس که ما میرسهقبلش یه جا گیر افتادهمن...

پروانه زمن شمع زمن گل زمن آموخت افروختن سوختن گریبان دریدن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط