{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮

Part 19

بعد از تمام شدن مراسم، ویولت وارد اتاقی شد که قرار بود از این به بعد اتاق خودش و هوسوک باشد.

نگاهش را دور اتاق چرخاند.

همه‌چیز زیبا و مرتب بود، اما هنوز حس می‌کرد به اینجا تعلق ندارد.

چند دقیقه بعد، در باز شد.

هوسوک وارد شد.

ویولت برگشت.

+: فکر کردم امشب نمیاید.

هوسوک کت رسمی‌اش را روی صندلی گذاشت.

- جلسه داشتم.

ویولت کمی مکث کرد.

+: خب... حالا باید چی کار کنیم؟

هوسوک نگاهش کرد.

- هرکسی زندگی خودش رو داشته باشه.

ویولت ابروهایش را بالا برد.

+: یعنی چی؟

- تو کارهای خودت رو انجام بده، من هم کارهای خودم رو.

ویولت با تعجب گفت:

+: ولی ما ازدواج کردیم.

- می‌دونم.

+: پس چرا این‌طوری حرف می‌زنید؟

هوسوک چند لحظه سکوت کرد.

- چون نمی‌خوام فکر کنی این ازدواج قراره همه‌چیز رو بین ما عوض کنه.

ویولت کمی ناراحت شد، اما سعی کرد نشان ندهد.

+: باشه. خیالتون راحت.

هوسوک متوجه لحنش شد.

اما چیزی نگفت.

ویولت به سمت تخت رفت و نشست.

+: فقط یه چیز...

هوسوک برگشت.

+: خانواده‌م چی؟ طبق قولی که دادید، بدهی‌هاشون پرداخت می‌شه؟

- بله.

ویولت نفس راحتی کشید.

+: ممنون.

هوسوک فقط سر تکان داد.

- شب بخیر.

+: شب بخیر.

هوسوک از اتاق بیرون رفت.

ویولت به در بسته خیره ماند.

با خودش گفت:

«شاید نباید انتظار بیشتری ازش داشته باشم.»

اما پشت در، هوسوک چند لحظه ایستاد.

نگاهش روی زمین ثابت مانده بود.

حرف ویولت در ذهنش تکرار می‌شد.

«خیالتون راحت.»

برای اولین بار، از اینکه حرفش او را ناراحت کرده بود، کمی احساس بدی داشت.

اما خودش هم نمی‌دانست چرا.

هوسوک نفس عمیقی کشید و به سمت اتاق خودش رفت.

هنوز برایش زود بود که احساس واقعی‌اش را بپذیرد.


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط