𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 11
جین چند لحظه ساکت موند
جین:چی گفته
جونگکوک:اسم یه نفر رو گفت
جین:اسم کی
جونگکوک:پارک مینجه
جین نگاهش رو به در اتاق بازجویی دوخت
جین:خودش گفت
جونگکوک:آره ولی بیشتر از این چیزی نگفت
جین:من الان میام بیمارستان
جونگکوک:باشه
تماس قطع شد
جین گوشی رو پایین آورد و چند لحظه فکر کرد
همکارش نزدیکش شد
همکار:رییس کیم چی شده
جین:اِما اسم مینجه رو گفته
همکار:پس باید برگردیم بیمارستان
جین:بله
جین دوباره وارد اتاق بازجویی شد
مینجه سرش رو بلند کرد
مینجه:چی شده
جین:فعلا بازجویی تمومه
مینجه:یعنی چی
جین:بعدا باهات صحبت میکنیم
جین از اتاق بیرون رفت
چند دقیقه بعد
بیمارستان
جین وارد اتاق اِما شد
جونگکوک کنار تخت ایستاده بود
اِما سرش پایین بود
جین:اِما
دختر آروم سرش رو بلند کرد
جین:من اینجام
اِما چند لحظه بهش نگاه کرد
جین:لازم نیست همه چیز رو یکدفعه بگی
اِما دست هاش رو به هم فشار داد
اِما:اون شب
صدای دختر خیلی آروم بود
جین چیزی نگفت تا خودش ادامه بده
اِما:مینجه اومده بود
جونگکوک با نگرانی به خواهرش نگاه کرد
جین:بعدش چی شد
اِما چند لحظه سکوت کرد
اِما:باهاش بحث کردم
جین:درباره چی
اِما نگاهش رو پایین انداخت
اِما:میخواست دوباره برگردم پیشش
جین چیزی نگفت
اِما:من قبول نکردم
دست های اِما دوباره لرزید
جین متوجه شد و سوال بیشتری نپرسید
جین:باشه
اِما برای اولین بار مستقیم به جین نگاه کرد
اِما:بعدش دیگه چیزی یادم نیست
جین سرش رو تکون داد
جین:همین که تونستی اینو بهم بگی کافیه
اِما دوباره نگاهش رو پایین انداخت
جین به سمت در رفت
اما قبل از خروج برای لحظه ای برگشت
جین:اِما
دختر نگاهش کرد
جین:من حرفت رو باور میکنم و تحقیقات رو ادامه میدم
اِما چیزی نگفت
اما برای اولین بار نگاهش کمی آرام تر شد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 11
جین چند لحظه ساکت موند
جین:چی گفته
جونگکوک:اسم یه نفر رو گفت
جین:اسم کی
جونگکوک:پارک مینجه
جین نگاهش رو به در اتاق بازجویی دوخت
جین:خودش گفت
جونگکوک:آره ولی بیشتر از این چیزی نگفت
جین:من الان میام بیمارستان
جونگکوک:باشه
تماس قطع شد
جین گوشی رو پایین آورد و چند لحظه فکر کرد
همکارش نزدیکش شد
همکار:رییس کیم چی شده
جین:اِما اسم مینجه رو گفته
همکار:پس باید برگردیم بیمارستان
جین:بله
جین دوباره وارد اتاق بازجویی شد
مینجه سرش رو بلند کرد
مینجه:چی شده
جین:فعلا بازجویی تمومه
مینجه:یعنی چی
جین:بعدا باهات صحبت میکنیم
جین از اتاق بیرون رفت
چند دقیقه بعد
بیمارستان
جین وارد اتاق اِما شد
جونگکوک کنار تخت ایستاده بود
اِما سرش پایین بود
جین:اِما
دختر آروم سرش رو بلند کرد
جین:من اینجام
اِما چند لحظه بهش نگاه کرد
جین:لازم نیست همه چیز رو یکدفعه بگی
اِما دست هاش رو به هم فشار داد
اِما:اون شب
صدای دختر خیلی آروم بود
جین چیزی نگفت تا خودش ادامه بده
اِما:مینجه اومده بود
جونگکوک با نگرانی به خواهرش نگاه کرد
جین:بعدش چی شد
اِما چند لحظه سکوت کرد
اِما:باهاش بحث کردم
جین:درباره چی
اِما نگاهش رو پایین انداخت
اِما:میخواست دوباره برگردم پیشش
جین چیزی نگفت
اِما:من قبول نکردم
دست های اِما دوباره لرزید
جین متوجه شد و سوال بیشتری نپرسید
جین:باشه
اِما برای اولین بار مستقیم به جین نگاه کرد
اِما:بعدش دیگه چیزی یادم نیست
جین سرش رو تکون داد
جین:همین که تونستی اینو بهم بگی کافیه
اِما دوباره نگاهش رو پایین انداخت
جین به سمت در رفت
اما قبل از خروج برای لحظه ای برگشت
جین:اِما
دختر نگاهش کرد
جین:من حرفت رو باور میکنم و تحقیقات رو ادامه میدم
اِما چیزی نگفت
اما برای اولین بار نگاهش کمی آرام تر شد
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۲.۷k
- ۰۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط