{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کی شود تا بار دیگر من طوافت را کنم

کی شود تا بار دیگر من طوافت را کنم
سرمۀ چشمان خود را خاک پاکت را کنم
کی شود تا بار دیگر من شوم مهمان تو
عطر تو در جان من آید هوایت را کنم
با تو بنشینم سخنها گویم از درد فراق
سینه بشکافم ز دل صید نگاهت را کنم
همچو مجنون در هوای کوی لیلی پر زنم
تا به جای جامه بر تن من غبارت را کنم
کاش جای این همه عذر و گنه در قلب من
قطره ای در جان خود از آن شرابت را کنم
دیدگاه ها (۱۸)

آه! یک عالمه حرف است که باید بزنمولی انگار زبانم شده پامال د...

اى جان و دل هر دو جهانم ؛ نفسم تواى وعده ى هر صبح و اذانم ؛...

دل داده شدم بر سر عشقی که قفس شد بیچاره شدم از دل سنگی که هو...

جز تو قلبم بینِ عالم یار،، می خواهد چکار؟؟تا نباشی زندگی تکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط