{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش یار ما چون نیستی با هر ک

ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باشمست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش گر چه می‌دانم که دشوار است صبر از روی دوستچند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش صبر خواهم کرد وحشی در غم نادیدنش من که خواهم مرد گو از حسرت دیدار باش
دیدگاه ها (۱)

ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باشیار ما چون نیستی با هر که خو...

ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش یار ما چون نیستی با هر که خ...

ترک ما کردی برو هم صحبت اغیار باشیار ما چون نیستی با هر که خ...

عشق می‌فرمایدم مستغنی از دیدار باشچند گه با یار بودی، چند گه...

گشت که هشیار شود چشم نرگس بیمار بدید و بیمارتر شددد.... ع ش ...

چون پیری در نفسهای اخرلحظه‌های با تو بودن راچنگ بر عقربه ها ...

عاشقانه

خواهم که به زیر قدمت زار بمیرمهر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم...

مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا رافراموشش نخواهم کرد چو...

بينوايي، شيخ حسن را ديد و دامانش گرفتشيخ گفتا: "اي برادر اين...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط