{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر؛

مادر؛


روسری ات را بردار تا ببینم، بر شبِ موهایت؛


چند زمستان برف نشسته است؛


تا من به بهار رسیده ام ...!
دیدگاه ها (۶)

بانـــــــــــــو! پریشان است گیسویت ولی... ولی پریشان تر ...

مادرجان...🖤😭چه هانکرد حسرت نبودنت بادل منپنجشنبه ات بخیردردب...

چند روز دیگه هم گذشت.ات اون شب توی اتاقش نشسته بود و به پنجر...

مادرجان...🖤😭کجا نشانی از تو جویمکه دردم آرام گیردعزیزمنکاش ک...

⁨مادرم فاطمه جانبه حقِ پهلوی شکسته‌اتپناهِ دل‌های شکسته باشو...

دختر کوچولوم

بد ذاتانی که شاید اسم خود را پدر و مادر گذاشته باشن ......#م...

آت: من مطمنم کار میرا هستش کوک : آت باورم نمیشه شاید میرا دا...

جادویی به نام عشق

𝓹𝓪𝓻𝓽 29ات سوار ماشین شد و رفت ات ویوچقد این پسرا چندشن ایشش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط