گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟
گُفْتَم کَنَم بُنیادِ غَم، گُفْتِی کِه فَرْهادِی مَگَر؟

گُفْتَم کِه جامِ مِی زَنَم، گُفْتِی بِزَن بَر یادِ مَن
گُفْتَم فَرامُوشَم مَکُن، گُفْتِی کِه دَر یادِی مَگَر؟

گُفْتَم صَبا آورْدِه بُو، گُفْتِی زِ مَن آن بُو بِجُو
گُفْتَم زِ گُل بُو آمِدِه، گُفْتِی کِه دَر بادِی مَگَر؟

گُفْتَم تُو را خواهَم صَنَم، گُفْتِی کِه لَیلایَت مَنَم
گُفْتَم کِه بَخْشَم جانِ خُود، گُفْتِی مَرا رادِی مَگَر؟

گُفْتَم نَوا بِشْنُو زِ مَن، گُفْتِی بِخْوان دَر اَنْجُمَن
گُفْتَم صَدا نایَد زِ مَن، گُفْتِی بِه فَریادِی مَگَر؟

گُفْتَم مَکُن ناز، ای پَرِی، گُفْتِی کِه دِل‌ها مِی‌بَرِی
گُفْتَم خُدایِ مَن شُدِی، گُفْتِی بِه اِلْحادِی مَگَر؟

گُفْتَم غَمَت دارَم بِه دِل، گُفْتِی کِه عِشْقِ ما بِهِل
گُفْتَم نَشایَد این کُنَم، گُفْتِی کِه ناشادِی مَگَر؟

✍️ شاعر: منتسب به #آرمین_نوری


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

در این #پویش یکی از مطالب صفحه‌‌تان ویژه خواهد شد. ؛ 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 ...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

بر سر تربت ما چون گذری...

من کجا، #باران کجا و راه بى پایان کجاآه این دل دل زدن تا منز...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

دريای شور انگيز چشمانت چه زيباست آن جا كه بايد #دل به دريا ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط