{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺧﻴﻴﻴﻴﻴﻠﯽ ﻗﺸﻨﮕﻪ...ﺑﺨﻮﻧﻴﺪ...

ﺧﻴﻴﻴﻴﻴﻠﯽ ﻗﺸﻨﮕﻪ...ﺑﺨﻮﻧﻴﺪ...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....
پرسید:چه مدلی بزنم؟
و پسر جوان گفت: دومادی!
آرایشگر هم خوشحال ﺷﺪ و چند ساعت باوسواس تمام مشغول به کارش ﺷﺪ.
آرایشگر گفت: بفرما شادوماد...راضی هستی...
جوان با نوعی حسرت و دلخوری نگاهی به آینه کرد و گفت:خوبه دستت درد نکنه...ولی!!!
آه بلندی کشید و گفت: حالا همشو از ته بزن... خواستم ببینم اگه امشب به جای اون من دوماد میشدم چه شکلی میشدم....
دیدگاه ها (۷)

سلامتیییییییییییییییش:'(

روحم شاد...یادم فرامووش...

خخخ باز اومدم دوستای گلم این آجو خره ی الاغ ما رو هم لایک و ...

دوستان این دوست مارو هم دنبال کنید تا آزاد شه ممنون میشم جبر...

ﺧﻴﻴﻴﻴﻴﻠﯽ ﻗﺸﻨﮕﻪ...ﺑﺨﻮﻧﻴﺪ...مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را م...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست.... پرسید:چه مدلی بزن...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....پرسید:چه مدلی بزنم...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....پرسید:چه مدلی بزنم...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....پرسید:چه مدلی بزنم...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....پرسید:چه مدلی بزنم...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....پرسید:چه مدلی بزنم...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....پرسید:چه مدلی بزنم...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست.... پرسید:چه مدلی بز...

مرد آرایشگر همزمان که پیش بند را میبست....پرسید:چه مدلی بزنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط