{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علی خواب دیده بود #شهید می‌شود. صبح که بیدار شد حال هوای

علی خواب دیده بود #شهید می‌شود. صبح که بیدار شد حال هوای عجیبی داشت. رفت توی میدان مین منطقه خیبر و شروع کرد و خنثی کردن مین های والمری. ۷۰۰- ۸۰۰ مین را خنثی کرده بود. جورابش را هم در آورده بود و چاشنی های شان را ریخته بود داخل آن. مطمئن بود شهید می‌شود.

خودش می گفت: «وقت #اذان شد. مردد بودم نمازم را بخوانم یا بقیه کار را تمام کنم. پیش خودم گفتم: بگذار این چند تا مین را هم تمام می کنم، بعد می روم سر وقت نماز».

همان موقع پایش رفت روی مین. تمام چاشنی‌های داخل جوراب هم منفجر شد. پایش قطع شد و تمام بدنش هم زخمی؛ اما شهید نشد.
می گفت: چون نمازم را #اول_وقت نخواندم، از شهدا جا ماندم.

#شهید_علی_محمود_وند #سیره_عبادی
#نماز_اول_وقت #راهکار_شهادت

#کتاب_یادگاران ، جلد ۳۰، کتاب علی محمود وند، نویسنده: افروز مهدیان، ناشر: روایت فتح، چاپ اول: ۱۳۹۴؛ خاطره شماره 10.

✂ ️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام
https://eitaa.com/boreshha
🌍 http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۱)

#یــاد_یــارانمـرداد ۱۳۶۲ ســالـروز عـروج شهید علی ماهانی ؛ ...

🚩 #یاد_یاران▫️مرداد ۱۳۶۲ سالروز عروج شهید علی ماهانی ؛ از فر...

~🕊🌴#برگی‌از‌خاطرات✨🍁علی خواب دیده بود شهید می‌شود.  صبح که ب...

نشسته بودیم داخل مقر. یک اسلحه از شب قبل مسلح مانده بود. دست...

شهید علی اصغر صادقیفرمانده تیپ یک ثارالله لشکر ۱۰ حضرت سیدال...

عشق خالکوبی .. مجید بربری

بسم رب الشهدا و الصدیقینشهید مهران اقرع فرزند : محمد ولادت :...

شهید «رسول خلیلی» که به یاد شهید «فیروزبخت» رسول نام‌گذاری ش...

وصیت نامه شهیدبسم الله الرحمن الرحیمبانام خدا ، یار ویاور رو...

بازیگر p8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط