بی سبب زخم زبان بر جگرم نگذارید

بی سبب زخم زبان بر جگرم نگذارید

وقت و بی وقت فقط سر به سرم نگذارید
مثل قابیل نگردید به دور و بر من ...

داغ فرزند به دوش پدرم نگذارید
عرصه ی زندگی ام تنگ شده بدترازآن ...

لحظه ای نیست که پا روی پرم نگذارید
من که درجاذبه و دافعه تان می سوزم

هیزم تازه به چشمان ِ ترم نگذارید
می روم آخر از اینجا به خداوند قسم ...

اینقدر سنگ به راه سفرم نگذارید
کم شده طاقتم از بار ندانم کاری....

کوه را باز به روی کمرم نگذارید
دوست دارم بروم جمله ی کوتاهی نیست ......

کاشکی از دل خود بی خبرم نگذارید ....
دیدگاه ها (۴۱)

بی سبب زخم زبان بر جگرم نگذارید وقت و بی وقت فقط سر به سرم ...

بی سبب زخم زبان بر جگرم نگذاریدوقت و بی وقت فقط سر به سرم نگ...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگذا...

دوست دارم بروم سربه سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگذار...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را بــــه حساب سفرم ...

دوست دارم بروم ، سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگ...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگذا...

دوست دارم بروم ، سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگ...

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را بــــه حساب سفرم ...

دوست دارم بروم ، سر به سرم نگذاریدگریه ام را به حساب سفرم نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط