{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل زودتر میخواستی، حالا چرا ؟



عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا ؟



وه که با این عمر های کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا ؟



ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند

در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا ؟



در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا
دیدگاه ها (۶)

من به کوتاهی این ثانیه ها معتقدم !عشق یک معامله نیست !ساده ب...

.میگم دوستت دارم نگو نظر لطفته چون نظر لطفم نیست نظر دلمه#عا...

#√فــــــازسنگیــــــن.هـــــــــی√

#√فــــــازسنگیــــــن.هـــــــــی√

#ارباب‌سنگدل #پارت_26رفتم اشپزخونه نگاهی به اطراف انداختم هی...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده‌ام ...

محمدحسین بهجت تبریزی " شهریار "

آمدی، جانم به قربانت ، ولی حالا چرا ؟بی‌ وفا ، حالا که من اف...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی‌وفا حالاکه من افتاده‌ام ا...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی‌وفا حالاکه من افتاده‌ام ا...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط