آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی وفا حالا که من افتاده
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی وفا حالا که من افتاده ام از پاچرا؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی،سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟ نازنینا،مابه ناز تو جوانی داده ایم،دیگر اکنون با جوانان ناز کن،باما چرا؟؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند،در شگفتم من نمی باشد ز هم دنیا چرا؟؟
در خزان هجر گل،ای بلبل طبع حزین،خامشی شرط وفاداری بود،غوغا چرا؟؟
شهریارا حبیب خود نمی کردی سفر،این سفر راه قیامت می روی،تنها چرا؟.
روز شعر و ادب پارسی
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند،در شگفتم من نمی باشد ز هم دنیا چرا؟؟
در خزان هجر گل،ای بلبل طبع حزین،خامشی شرط وفاداری بود،غوغا چرا؟؟
شهریارا حبیب خود نمی کردی سفر،این سفر راه قیامت می روی،تنها چرا؟.
روز شعر و ادب پارسی
- ۷.۳k
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط