اسم داستان: هفت معجزه ی زندگی
یکی بود یکی نبود.
یه دنیایی بود کابوس، همه غم داشتن، همه دنیا سیاه سفید بود.
همه گرفتاری های خودشون داشتن، همه یه نقابی داشتن.
و بعضی ها «میلیون ها میلیون» نقاب داشتن.
همه جا از قضاوت های مردم پر شده بود.
اینجا قراره زندگی یکی از آدم هارو بهتون بگم
یه دختر بود به اسم (لیانا) که قبلا شاد بود
اما لیانا زیادی مهربون بود و بقیه هم از لیانا سوئه استفاده میکردن.
بعضی موقع ها هم کتکش میزدن اما میخندید و چیزی نمی گفت.
یک سال گذشت و یکم از مهربونی زیادش« کم شد یا همون بهتر شد» و
میتونست به بعضی چیزها نه بگه. لیانا از سال پیش با همه دوست بود آدمای بد، آدمای خوب با همه
اما تابستون اون سال اتفاق های بدی افتاد، لیانا افسرده شد، سرد شد، با دوستاش بهم زد.
بهشون محل نمی داد هر شب گریه میکرد طوری که نزدیک بود لیانا سکته قلبی بکنه.نمی تونست به خانواده اش چیزی بگه چون براشون اهمیتی نداشت و باور نمیکردن.خوانوادش خیلی سختگیر بودن و حتی برای یه تولد ساده هم اجازه نداشت به تولد دوستش بره یا تو تابستون هم رو ببینن. اون از بچگی طرفدار گروه (بلک پینک) بود ولی دیگه ولش کرد و بعد دو سال با گروه موسیقی(.. بی تی اس.. BTS.. ) آشنا شد. بی تی اس هفت نفر بودن، گروه موفقی که میلیارد ها میلیارد طرفدار به اسم «آرمی.ARMi» داره. لیانا افسردگیش کم کم بهتر شد ، میدونی چرا؟!!
چون با حرفاشون و آهنگ هاشون آرمی و لیانا رو آروم میکنن.
و لیانا که هیچ کس رو نداشت که درد و دل کنه، بی تی اس با حرفاشون آرومش میکنن و موقعی که تنها بود فقط بی تی اس رو داشت، و بی تی اس باعث شد خودش رو دوست داشته باشه.
مثلا گفتن که: مهم نیست چقدر زشت باشی مهم اینه که تو قلب پاکی داری.
«جانگ هوسوک»
کاشکی کلمه ای بهتر از عشق وجود داشت چون من واقعا عاشقشونم.
«کیم نامجون»
من ماهم و آرمی زمین منه.«کیم سوک جین»
بی تی اس و آرمی پایان خوبی ندارن چون اصلا پایانی وجود نداره.
«کیم سوک جین»
اینکه عجیب باشی بد نیست خاصه.«کیم تهیونگ»
اگه مغز من یه درخت باشه شاخه های زیادی هم داره (غم هست، شادی هست،گرفتاری هست، خوشبختی هست،خوش شانسی هست،بد شانسی هست)ولی ما مجبوریم درد رو حس کنیم باید باهاش کنار بیایم.
«کیم نامجون»
لطفا به عقب نگاه نکن لطفا، چون تو بهترینتو انجام دادی و تو گذشتتو انتخاب کردی و تو الانتو انتخاب میکنی، ببین ممکنه مسیر های سخت و ریسک پذیری باشه ولی هنوزم به عقب نگاه نکن،زندگی همینه.« کیم نامجون»
لطفا، لطفا از من برای دوست داشتن خودتون استفاده کنین، از بی تی اس برای دوست داشتن خودتون . دوستون دارم مراقب خودتون باشید.«کیم نامجون»
خودت باش هر چند هم که بد باشه باید خودت باشی چون خودت بودن خاصه و بهتر از هر چی دیگه ایه. «پارک جیمین»
به قضاوت های مردم فکر نکن تو هر کاری هم کنی اون ها به کارشون ادامه میدن«مین یونگی».
من به دنبال تو هستم و تسلیم نمیشم.«مین یونگی»
یک نفر توی کره هست که شما رو درک میکنه.«پارک جیمین»
آرمی شما زندگی منید برای همین اول اسم شما رو(ARMi) تتو زدم.
«جئون جونگکوک»
اگه شما نبودید ما موفق نمیشدیم دوستتون داریم و مراقب خودتون باشید.
«بی تی اس»
لیانا از قبل هم بهتر شد، دوست پیدا کرد ولی نه زیاد ولی برای کافی بود. لیانا عاقل شد و دیگه مثل قبل زیادی مهربون نبود مثل بقیه مهربونی هاش یه حدی داشت.
و با بی تی اس زندگیش بهتر شد، رنگی شد.
بی تی اس برای آرمی الل خصوص لیانا چسب زخمی بود، زَخیم که جلوی هر زخمی رو میگرفت.
و با وجود بی تی اس زندگی شادی داشت.
و بی تی اس شد
🧚🏻♂️🧚🏻♂️🧚🏻♂️«هفت معجزه زندگی». 🧚🏻♂️🧚🏻♂️🧚🏻♂️
پایان
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
یه دنیایی بود کابوس، همه غم داشتن، همه دنیا سیاه سفید بود.
همه گرفتاری های خودشون داشتن، همه یه نقابی داشتن.
و بعضی ها «میلیون ها میلیون» نقاب داشتن.
همه جا از قضاوت های مردم پر شده بود.
اینجا قراره زندگی یکی از آدم هارو بهتون بگم
یه دختر بود به اسم (لیانا) که قبلا شاد بود
اما لیانا زیادی مهربون بود و بقیه هم از لیانا سوئه استفاده میکردن.
بعضی موقع ها هم کتکش میزدن اما میخندید و چیزی نمی گفت.
یک سال گذشت و یکم از مهربونی زیادش« کم شد یا همون بهتر شد» و
میتونست به بعضی چیزها نه بگه. لیانا از سال پیش با همه دوست بود آدمای بد، آدمای خوب با همه
اما تابستون اون سال اتفاق های بدی افتاد، لیانا افسرده شد، سرد شد، با دوستاش بهم زد.
بهشون محل نمی داد هر شب گریه میکرد طوری که نزدیک بود لیانا سکته قلبی بکنه.نمی تونست به خانواده اش چیزی بگه چون براشون اهمیتی نداشت و باور نمیکردن.خوانوادش خیلی سختگیر بودن و حتی برای یه تولد ساده هم اجازه نداشت به تولد دوستش بره یا تو تابستون هم رو ببینن. اون از بچگی طرفدار گروه (بلک پینک) بود ولی دیگه ولش کرد و بعد دو سال با گروه موسیقی(.. بی تی اس.. BTS.. ) آشنا شد. بی تی اس هفت نفر بودن، گروه موفقی که میلیارد ها میلیارد طرفدار به اسم «آرمی.ARMi» داره. لیانا افسردگیش کم کم بهتر شد ، میدونی چرا؟!!
چون با حرفاشون و آهنگ هاشون آرمی و لیانا رو آروم میکنن.
و لیانا که هیچ کس رو نداشت که درد و دل کنه، بی تی اس با حرفاشون آرومش میکنن و موقعی که تنها بود فقط بی تی اس رو داشت، و بی تی اس باعث شد خودش رو دوست داشته باشه.
مثلا گفتن که: مهم نیست چقدر زشت باشی مهم اینه که تو قلب پاکی داری.
«جانگ هوسوک»
کاشکی کلمه ای بهتر از عشق وجود داشت چون من واقعا عاشقشونم.
«کیم نامجون»
من ماهم و آرمی زمین منه.«کیم سوک جین»
بی تی اس و آرمی پایان خوبی ندارن چون اصلا پایانی وجود نداره.
«کیم سوک جین»
اینکه عجیب باشی بد نیست خاصه.«کیم تهیونگ»
اگه مغز من یه درخت باشه شاخه های زیادی هم داره (غم هست، شادی هست،گرفتاری هست، خوشبختی هست،خوش شانسی هست،بد شانسی هست)ولی ما مجبوریم درد رو حس کنیم باید باهاش کنار بیایم.
«کیم نامجون»
لطفا به عقب نگاه نکن لطفا، چون تو بهترینتو انجام دادی و تو گذشتتو انتخاب کردی و تو الانتو انتخاب میکنی، ببین ممکنه مسیر های سخت و ریسک پذیری باشه ولی هنوزم به عقب نگاه نکن،زندگی همینه.« کیم نامجون»
لطفا، لطفا از من برای دوست داشتن خودتون استفاده کنین، از بی تی اس برای دوست داشتن خودتون . دوستون دارم مراقب خودتون باشید.«کیم نامجون»
خودت باش هر چند هم که بد باشه باید خودت باشی چون خودت بودن خاصه و بهتر از هر چی دیگه ایه. «پارک جیمین»
به قضاوت های مردم فکر نکن تو هر کاری هم کنی اون ها به کارشون ادامه میدن«مین یونگی».
من به دنبال تو هستم و تسلیم نمیشم.«مین یونگی»
یک نفر توی کره هست که شما رو درک میکنه.«پارک جیمین»
آرمی شما زندگی منید برای همین اول اسم شما رو(ARMi) تتو زدم.
«جئون جونگکوک»
اگه شما نبودید ما موفق نمیشدیم دوستتون داریم و مراقب خودتون باشید.
«بی تی اس»
لیانا از قبل هم بهتر شد، دوست پیدا کرد ولی نه زیاد ولی برای کافی بود. لیانا عاقل شد و دیگه مثل قبل زیادی مهربون نبود مثل بقیه مهربونی هاش یه حدی داشت.
و با بی تی اس زندگیش بهتر شد، رنگی شد.
بی تی اس برای آرمی الل خصوص لیانا چسب زخمی بود، زَخیم که جلوی هر زخمی رو میگرفت.
و با وجود بی تی اس زندگی شادی داشت.
و بی تی اس شد
🧚🏻♂️🧚🏻♂️🧚🏻♂️«هفت معجزه زندگی». 🧚🏻♂️🧚🏻♂️🧚🏻♂️
پایان
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
- ۲.۸k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط