{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رامین شاهراه:

رامین شاهراه:
روی سرمستی سر سازش نداری با کسی
سیل غمها را روان بر جویبارم کرده ای

در جوانی شد گریزان شور و شادی از دلم
ناتوانی عاجز و زار و نزارم کرده ای

تا به کی باید بگیرم در بغل زانوی غم
سالها بر مرگ سنبل سوگوارم کرده ای

بیدلی بودم به دنبالِ دل و دلبر روان
کوچه گردی در دلِِ شبهای تارم کرده ای

زین زمان دیگر ندارد اعتنایی کس به من
بین مردم در جهان بی اعتبارم کرده ای

چون کمان شد قامتم یکباره از یوغ ستم
حلقه ی زنجیر غم را گوشوارم کرده ای

بویی از زلف عسل آخر نیامد سوی من
در طلوع فرودین دور از بهارم کرده ای
دیدگاه ها (۱)

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ایبا دغلکاری اسیر روزگارم ک...

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ایبا دغلکاری اسیر روزگارم ک...

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ای با دغلکاری اسیر روزگارم ...

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ایبا دغلکاری اسیر روزگارم ک...

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ایبا دغلکاری اسیر روزگارم ک...

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ایبا دغلکاری اسیر روزگارم ک...

...غـم از این دل بـرود گـر تو کـنارم باشینیمه شب شاعـره ی بز...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۵. خدا...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۴. خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط