چرا رفتی چرا من بیقرارم

چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
دیدگاه ها (۲)

روزگاریست کهسودای تو در سر دارممگرم سر برودتا برود سودایت......

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیالعاقبت چون سر زلف تو شدم سو...

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

حالا بیقرارم تو ایکه چشم انتظاروم تو ایکه...

سر تو با همه جنگیدم ولی نموندیو رفتی🥹

بی تاب و بیقرارمبی تو در انتظارمجذاب لعنتی منخیلی دوست دارمپ...

سر ولگردی رفتی...!

چادر از سر افتادهو سودای وطن شدتا دمی کهن شداز حرف چی حاصلکه...

عشق اول

الا ای ساحل امید سعی عاشقان دریابکه ما کشتی درین توفان به سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط