سهل است که اُستان بکنی، یک‎شبه ده را

سهل است که اُستان بکنی، یک‎شبه ده را
با آتش کبریت ، کنی آب ، زره را

از پیچ و خم گردنۀ پر مِه حیران
با بادبزن محو کنی تودۀ مه را

کاری کنی از قحط بزه، قشر بزهکار
یک عمر بگردند و نیابند بزه را

آن‎گونه شود عدل فراگیر که مردم
از هم نشناسند پس از این که و مه را

یا طبق یکی از نسخ خطی نایاب
از هم نشناسند پس از این مه و که را

با تیر و کمان آرش اگر زنده شود باز
جرئت نکند لمس کند مرکز زه را

طوری بشود فخر کند دانش امروز
بشکافی اگر جای اتم هستۀ به را

از گوجه به رب می‎رسد آدم نه به انگور
در دیگ بجوشاند اگر گوجۀ له را

از قفل گذشتیم-بماند-که نشد باز
حاشا که کلید تو کند باز گره را

#ناصر_فیض


#پ.ن : با کتاب خود را از بندها رها کنید ...!!!

#پ.ن : #کلید ؟؟!! O_O قفل ؟؟!! O_O !!!!
دیدگاه ها (۲)

پارت دوم (اخر)وقتی درِ آپارتمان کوچک جیمین باز شد، بوی چای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط