مگر نمی‌دانستی که من به تو نیاز دارم؟

مگر نمی‌دانستی که من به تو نیاز دارم؟
ندیدی که چطور حاضر بودم برای طنین
خنده هایت جان دهم؟ دیدن کافی نبود؟
نشنیدی با چه کلماتی تو را پیش هر زنده
و مرده‌ای توصیف میکردم؟ شنیدن کافی نبود؟
حس نکردی لمس هایم را وقتی قصد
داشتم عشقی که نسبت به تو در دلم
ریشه افکنده را بر بدنت بدوانم؟
لمس کردن کافی نبود؟ حس نکردی عطر
شیرین تنت را که از سر اغوش هایمان در
درز تار و پود لباس هایم رخنه کرده بود؟
بوییدن کافی نبود؟ حس نکردی مزهٔ
لبهایم را که از تو، تو و تو سرشار شده بود؟
چشیدن کافی نبود؟ کافی نبودند تا تو
بدانی که وجود من، مدت زیادی‌ست
که وصل وجود تو شده؟ ✉️𝆺𝅥۪۪𝆭۫۫
دیدگاه ها (۶۶)

لمس کن کلماتی راکه برایت می نویسمتا بخوانی و بفهمی چقدر جایت...

لمس کن کلماتی راکه برایت می نویسمتا بخوانی و بفهمی چقدر جایت...

لمس کن کلماتی راکه برایت می نویسمتا بخوانی و بفهمی چقدر جایت...

اگر مي دانستي كه چقدر دلتنگ تو هستم درجه ي ديوانگي ام را به ...

تقدیم به تو که ...اگر می دانستی که چقدر دلتنگ تو هستم ، درجه...

اگر می دانستی که چقدر دلتنگ تو هستم درجه ی دیوانگی ام را به ...

اگر می دانستی که چقدر دلتنگ تو هستم درجه ی دیوانگی ام را به ...

اگر می دانستی که چقدر دلتنگ تو هستم درجه ی دیوانگی ام را به ...

اگر می دانستی که چقدر دلتنگ تو هستم درجه ی دیوانگی ام را به ...

ترجمه‌ی شعرهایی از برهان برزنجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط