شعر

سرم انگار به جوش آمد و‌مغزم پوسید
سرطانی شدم و‌مرگ لبم را بوسید
دوزخ نی شدم و شعله دواندم به تنت
شعله پوشیدم و مشغول پدر سوختنم...💔
دیدگاه ها (۷)

رمان عشق ممنوع

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

part 4+... در نتیجه، می‌تونیم زمان‌بندی رو تا حدود یک هفته ج...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

Twenty four

زیبای کوچک فریبکار

مهمونی خطرناکپارت=22به سمت سالن غذا خوری رفتیم و پشت میز نشس...

#میشه_خورشید_من_بشی؟ جونگین/سوآپارت: ۵جی‌وای‌پی تاییدم کردم ...

دیو و دلبر پارت ۳۰ -بی بی همیشه کنارت هست عزیزکم صدای بتول ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط