دکترخلیل رفاهی درکتاب گردش ایام میگوید:

دکترخلیل رفاهی درکتاب گردش ایام میگوید:
زمانی درقم طلبه بودم. بعلت خامی و بی ارتباطی با جامعه، معتقد بودم فقط کسی که در قم باشد و روحانی، بافضیلت است.
اما وقتی در دوره ای که دانشگاه تهران بودم با اشخاص با فضیلت روبه رو شدم، فهمیدم که درخارج از قم ودر افراد غیر روحانی افراد ارزشمند وجود دارد. اما باز شیعه بودن راشرط اصلی میدانستم.
بعد باسفر به کشورهای عربی فهمیدم که بین سایر فرقه های اسلامی هم انسان ارزشمند یافت میشود.
پس از سفر اروپا به این نکته واقف شدم که دربین سایر ادیان نیز انسان ارزشمند هست.
ولی حادثه ای برایم رخ داد که فهمیدم فضیلت به زبان و مکان و نژاد و مذهب نیست!
برای غذا به رستورانی بزرگ و شلوغ در هنگ کنک رفتم و به جاهای دیگر سری زدم. چند ساعت بعد یادم آمد که ساکم را که تمام زندگیم داخل آن بود در آن رستوران جا گذاشته ام. با عجله رفتم و با ناباوری دیدم ساکم همانجاست و پیرمردی کنار آن نشسته. او گفت وقتی دیدم ساکت را فراموش کردی با اینکه وقت دندانپزشکی داشتم ماندم تا برگردی. از او تشکر کردم و گفتم خدا به شما اجر بدهد. ولی او گفت: "من به خدا اعتقادی ندارم، من به انسانیت معتقدم..
دیدگاه ها (۱۵)

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

دکترخلیل رفاهی در کتاب گردش ایام میگوید:زمانی درقم طلبه بودم...

🍀 دکترخلیل رفاهی در کتاب گردش ایام میگوید: زمانی درقم طلبه ب...

دکترخلیل رفاهی در کتاب گردش ایام میگوید:زمانی درقم طلبه بودم...

دکترخلیل رفاهی در کتاب گردش ایام میگوید:زمانی درقم طلبه بودم...

شادروان محمود اسکندری خلبان جنگنده F4

حکایتی واقعی درشهر قمراننده تاکسی خاطره ای تعریف میکرد که رو...

ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠّﻪِ ﺍﻟْﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟْﺮَّﺣﻴﻢ یکی از اساتید ریاضی دانش...

یکی از اساتید ریاضی دانشگاه تهران نقل می کرد: قرار بود جمع م...

خاطره ای که همیشه برایم مرور میشودتا زمانی که مرحوم آیت الله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط