{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ڪاروان می‌رود و بار ســفر می‌بندند

ڪاروان می‌رود و بار ســفر می‌بندند

تا دگربار ڪه بیند ڪه به ما پیوندند

ما همانیم ڪه بودیم ومحبت باقیست

ترک صحبت‌نڪند دل‌که به مهرآکندند

کاروان آهسته رو
گر میروی بی من مرو

@shahidestaan
دیدگاه ها (۱)

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

محبت باقیست

مغرب

( شعر از خودم )تندی مکن ای همسفر , آهسته رو آهسته تر *جا...

ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود وان دل که با خود...

او که سنجاق کرددلتنگی را به شب هایمانروزی می گفتمیخرد غم های...

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رودوآن دل که با خود داشتم ب...

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رودوآن دل که با خود داشتم ب...

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رودوآن دل که با خود داشتم ب...

.ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رودوآن دل که با خود داشتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط