{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازنین یار! مرا باز ندیدی, !باشد!

نازنین یار! مرا باز ندیدی, !باشد!
به گمانم که دل از من تو بریدی! باشد!

بود همواره امیدم که مرا میخواهی
من همانم که نشستم به امیدی! باشد!

بین بازار غلامان نظر انداخته ای
جنس مرغوب نبودم نخریدی! باشد!

دست عشاق گرفتی و حرم بردی آه
طبق معمول زمن دست کشیدی! باشد!

مهربانی تو مال دگران است چرا
باز ای یار به دادم نرسیدی! باشد!

این همه زار زدم دادزدم کرب بلا
این حرم گفتن من را نشنیدی! باشد!

چه کنم تلخی تو باز حلاوت دارد!
دل تنگم بخدا میل زیارت دارد!
دیدگاه ها (۳)

آه حرمنازنین یار مرا باز ندیدی, !باشد!به گمانم که دل از من ت...

آه حرمنازنین یار مرا باز ندیدی, !باشد!به گمانم که دل از من ت...

آه حرم.....نازنین یار مرا باز ندیدی, !باشد!به گمانم که دل از...

نازنین یار! مرا باز ندیدی, !باشد!به گمانم که دل از من تو بری...

آه حرم.....نازنین یار مرا باز ندیدی, !باشد!به گمانم که دل از...

آه حرم نازنین یار مرا باز ندیدی, !باشد! به گمانم که دل از م...

نازنین یار! مرا باز ندیدی، !باشد!به گمانم که دل از من تو بری...

بین بازار غلامان نظر انداخته ایجنس مرغوب نبودم نخریدی! باشد!...

بین بازار غلامان نظر انداخته ایجنس مرغوب نبودم نخریدی! باشد!...

نازنین یار ! مرا باز ندیدی ! باشد!به گمانم که دل از من تو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط