{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازنین یار مرا باز ندیدی باشد

نازنین یار! مرا باز ندیدی، !باشد!
به گمانم که دل از من تو بریدی! باشد!

بود همواره امیدم که مرا میخواهی
من همانم که نشستم به امیدی! باشد!

بین بازار غلامان نظر انداخته ای
جنس مرغوب نبودم نخریدی! باشد!

دست عشاق گرفتی و حرم بردی آه
طبق معمول زمن دست کشیدی! باشد!

مهربانی تو مال دگران است چرا؟!
باز ای یار به دادم نرسیدی! باشد!

این همه زار زدم داد زدم کرب بلا
این حرم گفتنِ من را نشنیدی! باشد!

چه کنم تلخی تو باز حلاوت دارد!
دل تنگم بخدا میل زیارت دارد
دیدگاه ها (۱)

#من_حجاب_را_دوست_دارمقل اعوذ.....تو بکن ریشه ی خناسی رامن به...

تو ای انسان!!!اگر مستضعفی ديدی،ولی از نان امروزتبه او چيزی ن...

#جمعه_گذشتُ_نیامدی...میــدانـــی آقـــا جـــان..خـــواب مانـ...

برایم مهم نیست از بیرون چگونه به نظر می آیم...کسانی که درونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط