شرمنده ایم آقا!
شرمنده ایم آقا!
گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم
من منتظر به راهت شب تاسحر نشستم
گفتا چه کار بهتر از انتظار جانان
من راه وصل خویش را بر روی تو نبستم
گفتم دلم ندارد بی تو قرار و آرام
من عقده ی دلم را امشب دگر گسستم
گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست
گر نفس راشکستی دستت رسدبه دستم
گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی
شرمنده ی توبودم شرمنده ی توهستم
گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم
اعمال تو بدیدم چشمان خود ببستم
اما مباش نومید از خانه ی امیدم
من کی دل محب شرمنده راشکستم
گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم
من منتظر به راهت شب تاسحر نشستم
گفتا چه کار بهتر از انتظار جانان
من راه وصل خویش را بر روی تو نبستم
گفتم دلم ندارد بی تو قرار و آرام
من عقده ی دلم را امشب دگر گسستم
گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست
گر نفس راشکستی دستت رسدبه دستم
گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی
شرمنده ی توبودم شرمنده ی توهستم
گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم
اعمال تو بدیدم چشمان خود ببستم
اما مباش نومید از خانه ی امیدم
من کی دل محب شرمنده راشکستم
- ۲.۰k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط