{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گناهان چشم

گناهان چشم
گفتم شبي به مهدي بردي دلم زدستم
من منتظر بماندم شب تا سحر نشستم
گفتا چه كار بهتر از انتظار جانان
من راه وصل خود را به روي تو نبستم
گفتم دلم ندارد بي تو قرار و آرام
من عقده دلم را امشب دگر گسستم
گفتا حجاب وصلم باشد هواي رفتن
گر نفس را شكستي دستت رسد به دستم
گفتم ببخش جرمم اي رحمت الهي
شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم
گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم
پرونده تو ديدم چشمان خود ببستم
دیدگاه ها (۱)

گناهان چشم گفتم شبي به مهدي بردي دلم زدستم من منتظر بماندم ش...

یا مهدیبسم الله الرحمن الرحیمگفتم شبـــی به مـــهــدی بــردی...

شرمنده ایم آقا! گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم من من...

گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم  گفتا که من هم از تو ترک گ...

گناه شناسی:گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهمگفتا که من هم از...

گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستممن منتظر به راهت شب تا سحر ن...

بیا آقا که بهار من تویی!...نمیدانمشاید امروز ،شاید هفته دیگر...

بــــــی تــــــو مهــــتــــاب شــــبـــی.....................

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط