{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📍عروسی‌که‌به‌خانه‌شوهرنمی‌رفت

📍عروسی‌که‌به‌خانه‌شوهرنمی‌رفت
@secret_file

🔻عروس با کرشمه گفت تا پیش پای من قربانی نکنید به خانه شوهر نمی‌روم!
شش نفر از مقاوم ترین بسیجی‌های نوجوانان اصفهانی که کمتر از ۱۴ سال داشتند آوردند...

🔻از پشت، سرشان را بریدند و در میان دست پا زدن این نوجوانان در خون، بستگان عروس هلهله و شادی کردند...
اما عروس خانم راضی نشده است...

🔻شش جوان سپاهی را آوردند...
اما عروس خانم هنوز رضایت نداده...

🔻چهار ارتشی را قربانی می کنند
اما عروس هنوز تشنه خون است...

🔻دو روحانی اسیر را می آوردند و ...

🔻ماجرا که به اینجا می‌رسد، «آقابالا رمضانی» که خود اسیر #کومله ها بود و به اعدام قسطی محکوم شده بود از هوش می‌رود....

🔻حالا گرگ‌های خونخوار کومله و منافقین و تکفیری‌ ماسک بره ناقلا زده‌اند و برای دختران ما شعار «زن، زندگی، آزادی» سرهم می کنند...

🔻بعضی دختران ما آنقدر زلال هستند که اساسا نمی توانند تصور کنند که برخی انسانها چگونه می توانند اینقدر شیطان صفت باشند...

🔻کاش بشود اینها را هر روز در کلاسهای مدرسه و دانشگاه گفت، تا برخی فریب گرگ های ماسک‌ زده را نخورند.
دیدگاه ها (۰)

مرسوم است به میمنت ازدواج، جلوی پای عروس و داماد قرب‍انی می ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

نتیجه بی بند و باری و بی حجابی

لونا و ويليام

معرفی کتاب

حبس در سیاه‌چال؛ وقتی اسارت، قوی‌ترین سلاح می‌شودشبی که مدین...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط