🔰اربعین، حرکتی شتابان بهسوی ظهور....🔰
روزنامه کيهان 1402/06/13
🔰اربعین، حرکتی شتابان بهسوی ظهور....🔰
راهپیمایی اربعین یکی از برجستهترین پدیدههای مذهبی، معنوی، تربیتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. این راهپیمایی از یکطرف یک مفهوم بلند تاریخی ـ عاشورا ـ را به «مسئله روز» تبدیل میکند و از سوی دیگر یک مفهوم متعالی آرمانی ـ ظهورـ را به جهان یادآور میشود. خط بین عاشورا و ظهور، «حرکت» است و اربعین این حرکت را به کاملترین و زیباترین شکل بروز میدهد. از همینرو برای عاشورا و فقط عاشورا «اربعین» قرار داده شده است و این یک ابداع سیاسی مربوط به این دوران نیست. اولین اربعین تاریخ یعنی بیستم صفر سال 61 هجری، با راهپیمایی دو صحابی گرانقدر پیامبراعظم صلوات الله علیه و آله و با دستورالعملی که اهلبیت پیامبر صلوات الله علیه تنظیم کرده بودند، انجام شده و پس از آن در همواره تاریخ با فراز و نشیبهایی انجام شده و دائماً بر دایره معنایی که اربعین تولید کرده و بر دایره زائرینی که به راه افتادهاند، افزوده گردیده است. اربعین رودخانه گرم اتصال عاشورا به ظهور است و در متن خود دو مفهوم بعثت و غدیر را هم دارد. حقیقت این است که تقدیر شده تا هستی و حقیقت با «حسین» شناخته شود و میبینیم که هیچ اسمی بهاندازه این اسم دل و دیده انسان را پر نمیکند. هر کجا مینگرم نور رخش جلوهگر است من ندانم که چه سری است که در خانه اوست! حسین سِرّ خلقت است و اربعین کشفالاسرار عاشوراست. اربعین میخواهد بگوید مابین عاشورا و ظهور اسراری فاش میشوند تا انسان به کمالی برسد که شایسته «حضور» شود. کدام فرد و جامعه انسانی شایستگی حضور دارد؟ آنانکه آماده بذل جان باشند، برای چه؟ برای خود؟ نه برای آنکه بندگان خدا را از جهالت و سرگردانی برهانند. در چه شرایطی؟ در شرایطی که «همه» علیه آنها همداستان شدهاند. این همه، چه کسانی هستند؟ آنان که دنیا آنان را فریب داد بهگونهای که بهره خویش که گرانسنگ بود را به فرومایهترین کالا و ارزانترین بها فروختند و آخرت خویش را تباه کردند؛ آنانکه به جای پیروی از امام حق، از «اهل شقاق» و «نفاق» و از آنانکه از ارتکاب هیچ کبیرهای رویگردان نیستند، پیروی کردند. (ترجمه فقره دوم زیارت اربعین) این خط فارق، اربعین است. اربعین فریاد بلندی است که میگوید «حادثه» تمام نشده است. ای آنان که در روز عاشورا نبودید و این نبودنتان از نخواستنتان برنیامده است، نبودهاید که نبودید، هماینک ماجرا همان است آنان که حسینیاند به راه افتند و خود را به میعادگاه برسانند و نشان دهند که از جان مایه میگذارند و راه افتند تا بندگان خدا در جهلگاه یزیدیان سرگردان نشوند. آیا نمیبینید نیزهداران و تیغبازان و افسونگران و کتمانکنندگان و تهمتپراکنان و طعنهزنندگان در میدان تاخت و تاز میکنند و بر اهل حق میشورند و هر روز فتنهای برمیافروزند؟ آیا نمیبینید در این دنیا، مکرآفرینان چگونه به سوی «اصغرها» تیغ میکشند و «رقیهها» را سیلی میزنند و با هزاران نیرنگ توجیه میکنند؟ اربعین 61 و اربعین 1445 از حیث مواجهه دو صحنه توفیری با یکدیگر ندارند، الا اینکه دنیاداران به وسایل بیشتری مجهز شدهاند و دینداران با جبهه متراکمتری از منافق و مشرک و کافر مواجه هستند. پس آنکه آن روز در قتلگاه خویش ندا برداشت که «هَلْ مِنْ ذابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّهِ؟» نگاه به دینفروشان شامی و کوفی جنگ عاشورا نداشت که آنان غارتگران حرم رسول خدا بودند چه جای اینکه مدافعان حرم او باشند؟ پس این ندایی فرازمان و فرامکان بود و از اینرو آنان که نبودند و آرزو میکنند کاش بودند، مخاطب این کلام سرخاند و چه خوب در طول تاریخ، از عاشورا تا اکنون به این ندا پاسخ دادهاند. تاریخ چه سیراب شده از خون کسانی که خود را مخاطب آن ندا دیده و با خون و زخمهای جگرسوز، این ندا را دست به دست و نسل به نسل منتقل کردهاند و هنوز با یک علامت هزار در هزار به راه میافتند و اگر لازم باشد خود را به دل خطر میزنند. مگر نزدند؟ «مدافعان حرم» به افتادن خشتی از حرم امامین هادی و عسکری علیهماالسلام، سراسیمه دویدند و مزدوران اجیر را نابود کردند و همانها به صدای نفیر گلولهای در اطراف زینبیه دمشق، سربند «کُلُّنا عَباسُکِ یا زینب» بستند و جان خود را فدیه خشتی از آستان او کردند. اینها اگر لبیکگوی آن ندای سرخ نبودند، به کدامین ندا از کوههای افغانستان و دشتهای پاکستان و آبادیهای ایران و بادیههای عراق و واحههای لبنان و شهرهای سوریه به سمت حرمهای آلالله شتافتند و آنها را دربرگرفتند و گماشتگان خونریز دربارهای غربی، عربی و ترکی را تار و مار کردند؟
ادامه در پست بعدی.....
🔰اربعین، حرکتی شتابان بهسوی ظهور....🔰
راهپیمایی اربعین یکی از برجستهترین پدیدههای مذهبی، معنوی، تربیتی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. این راهپیمایی از یکطرف یک مفهوم بلند تاریخی ـ عاشورا ـ را به «مسئله روز» تبدیل میکند و از سوی دیگر یک مفهوم متعالی آرمانی ـ ظهورـ را به جهان یادآور میشود. خط بین عاشورا و ظهور، «حرکت» است و اربعین این حرکت را به کاملترین و زیباترین شکل بروز میدهد. از همینرو برای عاشورا و فقط عاشورا «اربعین» قرار داده شده است و این یک ابداع سیاسی مربوط به این دوران نیست. اولین اربعین تاریخ یعنی بیستم صفر سال 61 هجری، با راهپیمایی دو صحابی گرانقدر پیامبراعظم صلوات الله علیه و آله و با دستورالعملی که اهلبیت پیامبر صلوات الله علیه تنظیم کرده بودند، انجام شده و پس از آن در همواره تاریخ با فراز و نشیبهایی انجام شده و دائماً بر دایره معنایی که اربعین تولید کرده و بر دایره زائرینی که به راه افتادهاند، افزوده گردیده است. اربعین رودخانه گرم اتصال عاشورا به ظهور است و در متن خود دو مفهوم بعثت و غدیر را هم دارد. حقیقت این است که تقدیر شده تا هستی و حقیقت با «حسین» شناخته شود و میبینیم که هیچ اسمی بهاندازه این اسم دل و دیده انسان را پر نمیکند. هر کجا مینگرم نور رخش جلوهگر است من ندانم که چه سری است که در خانه اوست! حسین سِرّ خلقت است و اربعین کشفالاسرار عاشوراست. اربعین میخواهد بگوید مابین عاشورا و ظهور اسراری فاش میشوند تا انسان به کمالی برسد که شایسته «حضور» شود. کدام فرد و جامعه انسانی شایستگی حضور دارد؟ آنانکه آماده بذل جان باشند، برای چه؟ برای خود؟ نه برای آنکه بندگان خدا را از جهالت و سرگردانی برهانند. در چه شرایطی؟ در شرایطی که «همه» علیه آنها همداستان شدهاند. این همه، چه کسانی هستند؟ آنان که دنیا آنان را فریب داد بهگونهای که بهره خویش که گرانسنگ بود را به فرومایهترین کالا و ارزانترین بها فروختند و آخرت خویش را تباه کردند؛ آنانکه به جای پیروی از امام حق، از «اهل شقاق» و «نفاق» و از آنانکه از ارتکاب هیچ کبیرهای رویگردان نیستند، پیروی کردند. (ترجمه فقره دوم زیارت اربعین) این خط فارق، اربعین است. اربعین فریاد بلندی است که میگوید «حادثه» تمام نشده است. ای آنان که در روز عاشورا نبودید و این نبودنتان از نخواستنتان برنیامده است، نبودهاید که نبودید، هماینک ماجرا همان است آنان که حسینیاند به راه افتند و خود را به میعادگاه برسانند و نشان دهند که از جان مایه میگذارند و راه افتند تا بندگان خدا در جهلگاه یزیدیان سرگردان نشوند. آیا نمیبینید نیزهداران و تیغبازان و افسونگران و کتمانکنندگان و تهمتپراکنان و طعنهزنندگان در میدان تاخت و تاز میکنند و بر اهل حق میشورند و هر روز فتنهای برمیافروزند؟ آیا نمیبینید در این دنیا، مکرآفرینان چگونه به سوی «اصغرها» تیغ میکشند و «رقیهها» را سیلی میزنند و با هزاران نیرنگ توجیه میکنند؟ اربعین 61 و اربعین 1445 از حیث مواجهه دو صحنه توفیری با یکدیگر ندارند، الا اینکه دنیاداران به وسایل بیشتری مجهز شدهاند و دینداران با جبهه متراکمتری از منافق و مشرک و کافر مواجه هستند. پس آنکه آن روز در قتلگاه خویش ندا برداشت که «هَلْ مِنْ ذابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّهِ؟» نگاه به دینفروشان شامی و کوفی جنگ عاشورا نداشت که آنان غارتگران حرم رسول خدا بودند چه جای اینکه مدافعان حرم او باشند؟ پس این ندایی فرازمان و فرامکان بود و از اینرو آنان که نبودند و آرزو میکنند کاش بودند، مخاطب این کلام سرخاند و چه خوب در طول تاریخ، از عاشورا تا اکنون به این ندا پاسخ دادهاند. تاریخ چه سیراب شده از خون کسانی که خود را مخاطب آن ندا دیده و با خون و زخمهای جگرسوز، این ندا را دست به دست و نسل به نسل منتقل کردهاند و هنوز با یک علامت هزار در هزار به راه میافتند و اگر لازم باشد خود را به دل خطر میزنند. مگر نزدند؟ «مدافعان حرم» به افتادن خشتی از حرم امامین هادی و عسکری علیهماالسلام، سراسیمه دویدند و مزدوران اجیر را نابود کردند و همانها به صدای نفیر گلولهای در اطراف زینبیه دمشق، سربند «کُلُّنا عَباسُکِ یا زینب» بستند و جان خود را فدیه خشتی از آستان او کردند. اینها اگر لبیکگوی آن ندای سرخ نبودند، به کدامین ندا از کوههای افغانستان و دشتهای پاکستان و آبادیهای ایران و بادیههای عراق و واحههای لبنان و شهرهای سوریه به سمت حرمهای آلالله شتافتند و آنها را دربرگرفتند و گماشتگان خونریز دربارهای غربی، عربی و ترکی را تار و مار کردند؟
ادامه در پست بعدی.....
- ۳.۷k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط