{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه در دورترین شهر جهان محبوسم

گرچه در دورترین شهر جهان محبوسم
از همین دور ولی روی تو را می‌بوسم

گرچه در سبزترین باغ، ولی خاموشم
گرچه در بازترین دشت، ولی محبوسم

خلوت ساکت یک جوی حقیرم بی‌تو
با تو گستردگی پهنه اقیانوسم

ای به راهت لب هر پنجره یک جفت نگاه!
من چرا این‌قدر از آمدنت مأیوسم؟

این غزل حامل پیغام خصوصی من است
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم

گرچه تکرار نباید بکنم قافیه را
به‌خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم

بار دیگر می‌گویم تا یادت نرود:
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم.
دیدگاه ها (۱)

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم از همین دور ولــی روی تو را...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولــی روی تو را ...

‍ گرچه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را م...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را می...

‍ گرچه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را م...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را می...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را می...

‌ ‌گر چه در دورترین شهر جهان محبوسماز همین دور ولی روی تو را...

گر چه در دورترین شهر جهان محبوسم از همین دور ولــی روی تو ر...

روناک عزیزم ، تبریک تولدت را با قسمتی از شعر بهروز یاسمی شرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط