((( دیباچه )))

((( دیباچه )))

چو شعبانیّه غرقِ زیور آمد .
بهارم را : بهاری دیگر آمد .

به گلزارش , شمیمِ نرگس و یاس .
یکی بر دیگری , عشوه گر آمد .

بُوَد دیباچه یِ ماهِ صیامم .
تو گویی ساقی و هم ساغر آمد .

بسی غنچه شکفته , در رکابش .
به زورق هایِ دلها . لنگر آمد .

به نخلِ آرزوهایم : عظیما .
همی دانم , که برگ و هم بر آمد .

سپاس : ای خالقِ یکتا و مطلق .
که بر طبعم , چنین شعرِ تر آمد .

==============
🌷 شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان.
دیدگاه ها (۱۶)

عظیما : دردِ جانکاه است و جانسوز . معلّم در ...

عزیزان چون در سنّ58 سالگی شاعر شدم , لذا 58 سالی را که به بط...

عزیزان: من درسنّ 58 سالگی با دو بار کربلا رفتن و چهاربارشام ...

دل در گرو ولای زینب جان باد همی فدای زینب از عشق حسینی‏اش چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط