آدمی دیوانه چون من یار می خواهد چه کار!
آدمی دیوانه چون من یار می خواهد چه کار!
این سر بی عقل من دستار می خواهد چه کار!
شعر خود را از تمام شهر پنهان کرده ام
یوسف بی مشتری بازار می خواهد چه کار!
هر کسی در خود فرو رفته ست دستش را نگیر
کشتی مغروق سکاندار می خواهد چه کار!
نقشه هایم یک به یک از دیگری ناکام تر!
این شکست مستمر آمار می خواهد چه کار!
کاش عمر ادمی با مرگ پایان میگرفت
مردن تدریجی ام تکرار می خواهد چه کار؟
بعد از این لطفی ندارد حکمرانی بر دلم
شهر ویران گشته فرماندار می خواهد چه کار؟
این سر بی عقل من دستار می خواهد چه کار!
شعر خود را از تمام شهر پنهان کرده ام
یوسف بی مشتری بازار می خواهد چه کار!
هر کسی در خود فرو رفته ست دستش را نگیر
کشتی مغروق سکاندار می خواهد چه کار!
نقشه هایم یک به یک از دیگری ناکام تر!
این شکست مستمر آمار می خواهد چه کار!
کاش عمر ادمی با مرگ پایان میگرفت
مردن تدریجی ام تکرار می خواهد چه کار؟
بعد از این لطفی ندارد حکمرانی بر دلم
شهر ویران گشته فرماندار می خواهد چه کار؟
- ۱.۲k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط