{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Life Note

فصل ۱ پارت ۱

آکا، تازه کار ترین دختر در بخش امنیت سایبری پلیس ژاپن، دختری ساکت با ظاهری متفاوت، آکا همیشه عادت داشت تاپ های جذب مشکی می‌پوشید که تتو ی " گارا" به معنای ' شیطانی که عاشق خودشه' رو که روی بازو ی چپش بود کاملا به نمایش میزاشت. همراه شلوار های گشاد و مشکی. این استایلی بود ک همه آکا رو بهش میشناختن؛ جذاب و دارک، البته در تمامی سازمان ها افراد باید لباس مخصوص میپوشیدن اما چون آکا جزو اف بی آی بود و درواقع باید از دید و شناسایی عموم مخفی میموند حق این رو داشت که به متفاوت بودن ادامه بده.
حدود یک هفته ای بود که پرونده کیرا باعث ترس و وحشت مردم ژاپن شده بوده. از سراسر ژاپن ، هیروشیما ، توکیو، آکیتا، فوکوئی و بقیه شهر ها پلیس هایی از هر زده استعفا میدادن تا از جونشون محافظت کنن . افراد کمی در سازمان مونده بودن تا اینکه جلسه ای برگزار شد تا برای اولین بار قوی ترین پلیس های اف بی آی و ژاپن با بزرگترین نابغه یعنی L دیدار داشته باشن. آکا هم جزوی از اون افراد بود که با میل خودش برای پیدا کردن کیرا همکاری می‌کرد و چون قدرت اصلیش هک و دریافت اطلاعات بود پلیس به شدت بهش نیاز داشت.

☆☆☆

5:۳۸ عصر
۶ پلیس رده بالا همراه آکا در ورودی اتاقی در سازمان ایستاده بودن و منتظر بودن L از اتاقش بیرون بیاد
هر کسی L رو جور متفاوتی در ذهن خودش تصور می‌کرد....فردی مغرور و جذاب...آدمی با ظاهر شیک .... مردی با ساعت و لباس برند ، اما تمامی آنها با دیدن L واقعی از سر افراد پرید
او با طاهری ساده ایستاده بود و یکی از پاهاش رو به اون پای دیگش تکیه داده بود. بولیز سفید و آستین بلند ساده و شلوار راحتی تیره کاملا در تصاد با افکار بقیه بود.
سفیدی پوستش، موهای بلند تا روی شونه و مشکی رنگ و سیاهی دور چشماش که نشونه بی خوابی بود باعث تعجب همگی شد. همه ، جز آکا
آکا همچنان ظاهر خونسردی داشت که انگار سال ها بود با L دیدار داشته
اون ها به اتاق اصلی جلسه رفتن که یه اتاق ساده و تقریبا مدرن در بالاترین طبقه سازمان بود. روی مبل ها دور میز شیشه ای مستطیل شکل نشسته بودن . L در عرض میز روی دوتا پاهاش نشسته بود و مشغول خوردن کیک وانیلی بود . بقیه افراد همچنان انگار تو شک بودن
آقای یاگامی کنار L و آکا کنار او
آقای یاگامی شروع به صحبت کرد " باید زودتر شروع کنیم...اینجا حرفه ای ترین و .. تنها افرادی که با میل خودشون خواستن پرونده کیرا رو گردن بگیرن و با پلیس همکاری داشته باشن حضور دارن L ..." L
اجازه نداد آقای یاگامی حرف هاشو تموم کنه و گفت " برای امنیت بیشتر من رو ریوزاکی صدا بزنید...همونطور که میدونید کیرا با دونستن اسم افراد قادر به کشتن اوناهاس.
همه چند لحظه صبر کردن. واتاری که پشت L ایستاده بود لبخند ملایمی زد‌ . او تنها کسی بود که L را کاملا می‌شناخت. در بین این هیاهو آکا دهن باز کرد " ریوزاکی! حدود یک هفته از گفت و گو ی صوتیت با کیرا گذشته و در این مدت فقط با یکبار تهدید کیرا ۸۷ درصد پلیس ها و ۴۲ درصد ماموران اف بی آی استعفا دادن."
پسر در حالی که چنگال رو درون کیک فرو می‌برد و بهش نگاه میکرد با لحن خونسردی گفت " آمار دقیقی داری تازه کار!"
چشمان آکا کمی گرد شد اما چیزی نگفت تا اینکه در اتاق با شدت باز شد ...


حمایت؟
همیشه دوست داشتم داستان دث نوت اینطور پیش بره و L زنده بمونه🥲
دیدگاه ها (۶)

سناریو ناروتو

سناریو ناروتو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط