🍃 #برگی_از_تاریخ

🍃 #برگی_از_تاریخ

امام رضا(ع) وارد نیشابور شدند؛ همه در اطرافشان جمع بودند و هرکسی سعی می‌کرد خود را به امام(ع) برساند.

«پسنده» پیرزنی باایمان، اما ناتوان بود و حالا کنار دیوار بااشتیاق به قافله امام(ع) نگاه می‌کرد.
او در فکر خواب دیشبش بود... در خواب، یک سند نورانی را دیده بود که به خانه‌اش می‌آید.

امام(ع) رو کردند به مردمی که اصرار داشتند در منزل آنها اقامت داشته باشند و فرمودند:
«جلوی حرکت اسبم را نگیرید او مأموریت دارد مرا به جایی برساند که خدا می‌خواهد»

اسب، قدم قدم جلو آمد و روبروی خانه‌ی پسنده ایستاد؛ پسنده، آن شب، میزبان کاروان امام رضا (ع) شد ...

🗓امروز سالروز ورود امام رضا علیه السلام به شهر نیشابور و نقل حدیث سلسله الذهب است.


🖤در حرم بمانید؛ کانال رسمی حرم مطهر امام رضا(ع)
🆔 @razavi_aqr_ir
دیدگاه ها (۰)

#گزیده_مراسم_حرم

🕗 #وقت_سلام

🕗 #وقت_سلام

حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی: تعصب و لجاجت می‌تواند مانع پذیرش حق شود

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

#استادانصاریان در سخنرانی خود به حکایت شیرین با محوریت #مولا...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

🍃 #برگی_از_تاریخ

امام رضا علیه السلام وارد نیشابور شدند؛ همه در اطرافشان جمع ...

می‌آیم به سوی تو قدم قدممی‌بارم در آسمانی حرمدلتنگم به اسم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط