ثلامبچه ها_

ثلامبچه ها_
امروز تو کلاس زبان کشیدم یاهیاه_
اون اولیه که کشیدم (اونی که توی ارتا عینک داره د توی گاچا چشماش قرمزه) اون اولیویا(درستنوشتم؟_) خاله ی سیلوینه_ خیلی دافه روش کراش دارم سگی (مامی سینگله بدزدمش_🤫) بعد اره دومی یکم توی آرت زشت تر افتاد چون اتدوعزیز بنده به چوخ رفت و با مداد کشیدمش_ ولی خوب توی گاچا بهترشد_ اون اینگریده مامان سیلوین (روی اینم کراشم🤫) سیلوین خیلی از مامانش می ترسه_ چون مامانش یکم اعصابش تخمیه متاسفانه_
دیدگاه ها (۱۰)

*love story*PT5

*****************+بهاره پاشو...بهاره...بهار....هوی .....هوش....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط