{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
شرح جمال حور ز رویت روایتی

انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه‌ای
آب خضر ز نوش لبانت کنایتی

هر پاره از دل من و از غصه قصه‌ای
هر سطری از خصال تو و از رحمت آیتی

کی عطرسای مجلس روحانیان شدی
گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی

در آرزوی خاک در یار سوختی
یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی

ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت
صد مایه داشتی و نکردی کفایتی

بوی دل کباب من آفاق را گرفت
این آتش درون بکند هم سرایتی

در آتش ار خیال رخش دست می‌دهد
ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی

دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست
از تو کرشمه‌ای و ز خسرو عنایتی
دیدگاه ها (۲)

من ٬ در آن لحظه ٬ که چشم تو به من می نگرد برگ خشکیده ایمان ر...

تقدیم به کوبانی سگ های جنگ و مردان نفرت بی دلیل بین آنها ...

ای قصه بهشت ز کویت حکایتی شرح جمال حور ز رویت روایتی انفاس ...

با هم رفتیم اطراف سبزوار، گشت زنی توی یک دهِ کوچک. آنجا بود ...

در آرزوی دیدن رویت همی شود

به یک نگاه تو بیمار می شود دل منبه یک کرشمه گرفتار می شود دل...

به یک نگاه تو بیمار می شود دل منبه یک کرشمه گرفتار می شود دل...

#میزنم ساز...👌❤🍀

✨لب ما و قصه‌ی زلف تو، چه توهمی! چه حکایتی!تو و سر زدن به خی...

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من...

لب ما و قصّه‌ی زلف تو، چه توهّمی! چه حکایتی !تووسرزدن به خی...

لب ما و قصه‌ی زلف تو، چه توهمی! چه حکایتی! تو و سر زدن به خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط